Skip to main content
فهرست مقالات

پرش

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : سدری، خانم شیخ‌الاسلامی، سیگار، پسرک، نگاه، میز، خدارحم، فکر، کاغذهای، نگاه خانم شیخ‌الاسلامی، استکان، خانم شیخ‌الاسلامی با غرور سبد، خانم شیخ‌الاسلامی با خودکارهایش کار، دود سیگار، سبد گل، پیرمرد، صدای نفس‌زدنهای پسرک، نگاه خدارحم، پاهای خدارحم، میز سدری، سدری و شیخ‌الاسلامی، نگاه سنگین آقای سدری، بیرون استکان، میز کارش، خدارحم با حوصله سیگاری، نگاه سرد سدری، صدای آقای سدری، پسرک کارش، چشمم به سدری، نگاه تیز پیرمرد

خلاصه ماشینی: "نمی‌دانم آیا کار کردن با زونکن هم ربطی به پرش دارد یا نه،ولی آن روز درحالی‌که عرق‌ریزان زیر نگاه سنگین آقای‌ سدری در حال کلنجار رفتن با زونکن‌هائی بودم که توی کمد خانم شیخ الاسلامی تلنبار شده بودند،یکدفعه سروکله خانم‌ شیخ الاسلامی پیدا شد. داشتم فکر می‌کردم این دفعه اگر موقعیت مناسب باشد شاید سر حرف را باز کند و توی ذهنم به شدت دنبال جواب‌ سؤالش بودم. وقتی رفتند خانم شیخ الاسلامی با غرور سبد گل را چند بار الکی این طرف و آن طرف کرد. آنقدر با سبد ور رفت که از روی میز معلق شد و دو نفری پس از تلاش بسیار بالاخره موفق شدیم یک جای ثابت کنار گلدان کت و کلفت‌ فیلتوس مصنوعی که آن را هم حتما به مناسبت ورود خانم‌ شیخ الاسلامی آورده بودند برایش کنیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.