Skip to main content
فهرست مقالات

خانه عنکبوت

نویسنده:

(2 صفحه - از 40 تا 41)

کلید واژه های ماشینی : دندانهایش، چوبی، خیابان، علف، میخ، نگهبان پارک، سوت نگهبانان پارک، ماشین، نگاه نگهبان پارک، نگهبان پارک در جعبه

خلاصه ماشینی:

"راه افتاد توی خیابان،خلوت بود. مثلا درست کردن هر چیزی که توی ذهنش بود. دستهایش را توی جیبهای شلوارش فرو برد و شروع کرد به‌ سوت زدن و آواز خواندن. آن وقت چند نفر سفیدپوش دست و پایش را گرفته بودند تا آمپولی را توی رگش‌ فرو کنند و او همه‌اش داد کشیده بود:«مزهء علف می‌ده. توی پارک بود. پشتش را به عابران کرد و سرش را گذاشت روی پشتی نیمکت. برای همین هم مدتی بود که او دیگر نمی‌توانست کار کند و چیزی درست کند. یکباره کوهی از الوار با غرشی مهیب مثل آوار روی سرش فرو ریخت. این چه وضعیه واسه خودت درست کردی؟ جست زد حمله کرد و دو دستی یقهء نگهبان را چسبید. روی زمین زانو زد و با چشمهای از حدقه‌ درآمده تلاش کرد خودش را از دست او بیرون بکشد،داشت خفه‌ می‌شد. توی پارک،نگاه نگهبان پارک،به انبوه الوارهایی بود که باید دوباره مرتب‌ می‌کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.