Skip to main content
فهرست مقالات

آدمها از دور مثل همند

نویسنده:

(2 صفحه - از 42 تا 43)

کلید واژه های ماشینی : داستان، بانک، زن، آدم‌ها از دور، حرف‌های جواد و رییس بانک، ماشین، قاضی، شخصیت، قربان، دادگاه

خلاصه ماشینی:

"» قاضی با اشاره به من از زن مقتول پرسید:«شما در آن حول‌وولا متوجه این آقا نشدید؟» زن مقتول اشکهایش را پاک کرد و گفت:«نمی‌دانم دروغ چه بگویم؟!نمی‌دانم‌ شاید اصلا اولین ماشین همین آقا بود. تقاضای وام را که به رییس بانک دادم گفت: «صاحب حسابی؟»پیچی به دکمه پیراهنم دادم و گفتم:«بله قربان. خیلی‌شو از بانک‌ها وام می‌گیره،چند درصد به بانک می‌ده،یه مقدارشو خرج رییس رؤسا می‌کنه یکی دو درصدم گیر خودش میاد دیگه. » همان شب که ذهنم درگیر حرف‌های جواد و رییس بانک و رام و حاج منصور و سود و درصد و زندگی بود سراغ داستان نیمه‌تمامی رفتم که توی تعطیلات عید نوشته‌ بودم. خلاصه غرضم از این همه پرگویی این بود که از شما خواهش کنم که به‌عنوان‌ کسانی که به‌هرحال دستی توی کار داستان دارید و به نوعی متخصص این امر هستید طی یک نامه‌ای یا حضوری قاضی را متقاعد کنید که من داستان نوشته‌ام‌ نه چیز دیگر."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.