Skip to main content
فهرست مقالات

آخرهای تابستان

نویسنده:

مترجم:

(5 صفحه - از 17 تا 21)

کلید واژه های ماشینی : مادربزرگ، داستان، آب، خانه فیلدس، درخت بلوط، خانه فیلدس با مادربزرگ سر، فکر، خوب، مادرش از خانه فیلدس، مادرش به خانه فیلدس

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) آخرهای تابستان نوشته گرانت موس وقتی دکتر فریزر آمد،مادربزرگ بنی به او گفت‌ که کنار چشمه برود و کمی آبتنی کند یا زیر درخت‌ بلوطی که بین مزرعه او و آقای چارلی میلر بود بازی کند. از اتاق وارد ایوان شدند و بعد بنی آنها را دید که به‌ طرف در،جایی که درشکه دکتر بود رفتند. بنی فکر کرد حالا او با مادربزرگ در خانه تنها است و مادربزرگ‌ به زودی می‌مرد. تا موقع آمدن‌ مادرش از خانه فیلدس باید مادربزرگ در خانه‌ تنها می‌ماند و از حرفهایی که دکتر فریزر به‌ مادربزرگش زده بود به کسی چیزی نمی‌گفت. آخرین باری که به خانه فیلدس رفته‌ بود،خانم ماریان به آشپزخانه آمد و بعد از این که‌ با مادربزرگ حرف زد،رویش را به او کرد. روز بعد،حال مادربزرگ‌ کاملا خوب شده بود و بنی فکر کرد که مادربزرگش‌ این تابستان نمی‌میرد. بنی فکر کرد پس چرا آقای جان جلوی صورتش‌ را گرفته و یا چرا خانم اتل که این همه راه ار از «سنت‌لویی»آمده بود،گریه می‌کرد و چرا همه‌ گریه می‌کردند اگر جای خانم می در بهشت راحت‌ بود،آنها باید برایش خوشحال باشند و گریه نکنند. مادربزرگ برای لحظه‌ای ساکت شد و بعد اضافه‌ کرد:«خب مادرت و جو بیلی با هم عروسی می‌کنن؛ ولی حالا باید به کارهای همیشگی خودمون برسیم. مادربزرگ بنی را صدا زد و وقتی مادربزرگ به ایوان آمد گفت:«تا حالا تابستان به این خوبی دیده بودی جان؟» -بهتره بگی یک روز پاییزی هانا. مادربزرگ روی ایوان ایستاد و دور شدن آقای‌ جان را که سوار اسب سیاه بود تماشا کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.