Skip to main content
فهرست مقالات

به روایت نویسندگان: داستانی که خاطره شد

نویسنده:

(3 صفحه - از 58 تا 60)

خلاصه ماشینی:

"محسن پرویز (به تصویر صفحه مراجعه شود) اگر به من بگویند نام«سامرست موآم»چه چیزی را برایت تداعی می‌کند، قبل از این که از او و آثارش نام ببرم،به چند جمله‌ای اشاره می‌کنم که رمان‌ «پرواز در تنهایی»را با آن آغاز کرده است؛این چند جمله:«من به تجربه‌ دریافته‌ام که هرگاه شخصی برای شما پیام تلفنی بگذارد که به خاطر مسألهء مهمی فورا با او تماس بگیرد،بیشتر وقتها اهمیت موضوع برای خودش‌ مطرح است تا شما؛زیرا وقتی آدمها می‌خواهند لطفی در حق شما کنند بسیار با صبر و متانت رفتار می‌کنند و به هیچ وجه عجله‌ای در کارشان نیست!» با این مقدمه،طبیعی است که وقتی خسته و کوفته به خانه برگشتم و عیالم‌ گفت که آقای کاکایی تلفن کرد و کار فوری داشت و شماره تلفن گذاشت تا با او تماس بگیری،دریافتی مشابه مرحوم«موام»داشته باشم!اما دلم نیامد تلفن نکنم و خود را از شنیدن تعارفات عبدالجبار عزیز-که نامش بهترین‌ نامهاست-محروم کنم!پس از مدتها بی‌خبری،دریافتم که در مؤسسه«تنظیم‌ و نشر آثار امام خمینی(ره»)کاره‌ای شده است و در آنجا تصمیم گرفته‌اند دست به نشر داستانهایی بزنند که بر اساس یک سلسله خاطرات جمع‌آوری‌ شده دربارهء امام نوشته می‌شوند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.