Skip to main content
فهرست مقالات

شعر

ناظر:

(4 صفحه - از 42 تا 45)

کلید واژه های ماشینی : شعر، عشق، توفان، کرمانشاه، آسمان، شانه‌هایت، دریا، صداقت، ماه، آب

خلاصه ماشینی:

"که گلگیستان را با ستاره آذین کرده‌اید و در هودجی از کهکشان به شویخانه می‌روید؛ چشمانتان یاس کبود را در چشمه به رقص وا داشته است و سینه‌هاتان چون طبل‌های کوچک -بی‌که بر آن بکوبند- مجموعه همه صداهای خاموش است؛ عروس هماره مرا به یاد آورید که جاودانه در حجله خون خفته است؛ و هر پگاه شفق گیسوانش را بر شانه آفتاب می‌افکند و صدای«رگبار»سرب ترانه همیشه اوست که شهادت را «مبارک باد»می‌گوید سید علی موسوی گرمارودی (به تصویر صفحه مراجعه شود) شب ماهتابی با دل بیتاب می‌خوانم تو را مثل شعری ناب می‌خوانم تو را در کنار جویباری از غزل‌ با سرود آب می‌خوانم تو را شب به قصد کوچه بیرون می‌روی‌ در شب مهتاب می‌خوانم تو را خستگی را می‌تکانم از تنت‌ با زبان خواب می‌خوانم تو را با لبانی که عطش بوسیده است‌ با صدای آب می‌خوانم تو را عکس خاموشم که تا پایان عمر با دلی بیتاب می‌خوانم تو را رضا عبد اللهی-تهران آفتاب عشق گاهی از اینکه شاید تنها جوان عاشق شهرم مغرور می‌شوم احساس می‌کنم جز من تمام مردم در کوچه‌های نان و هوس گام می‌زنند شاید این حس بی‌بدیل که محبوب من تویی راه غرور ناب مرا باز کرده است انگار حضور پاک تو پر می‌دهد مرا من،بی‌تو در امتداد تیرگی شب محو می‌شوم ای آفتاب من!"

صفحه:
از 42 تا 45