Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به تزهای علیرضا مشایخی در زمینه فلسفه هنر

گزارشگر:

(10 صفحه - از 40 تا 49)

کلید واژه های ماشینی : موسیقی، هنر، تز، آهنگسازان، زمینه فلسفه هنر، فلسفه‌ی هنر موسیقی فشرده بیان، تزهای علیرضا مشایخی در زمینه، آدورنو، تمدن موسیقی کلاسیک، تاریخ

خلاصه ماشینی:

"اصطلاحا این‌ اختلاف سطح را فاصله می‌نامیم و اولین کنجکاوی جدی‌ که تبدیل به یک نقطه عطف بنیادین شد،چگونگی به‌ کارگیری مجموعه‌ی متفاوت صدا در ارتباط با این بعد جدید بود و این کنجکاوی تکامل خاصی را در اروپای‌ مرکزی باعث شد و در نهایت بستری برای پیدایش چند صدایی گشت و تمدنی را شکل داد که در دامان خود آهنگسازانی بتهوون را پرورش داد. موسیقی به معنایی که هم اکنون مورد گفتگو قرار گرفت از حدود قرن 14 به بحث‌های تئوری جدی‌ می‌پردازد و حتی در قرن 14 تا جایی که من می‌دانم شاهد اولین جدالهای جدی تئوری می‌شویم که بین آهنگسازان‌ محافظه کارتر و آهنگسازان نوگرا در می‌گیرد و این جدالها به شکل گرفتن مکتبی در پاریس می‌انجامد که تحت عنوان‌ هنر نو(آرس نووا)برای اولین‌بار برخوردهای جدید را با موسیقی در سطحی بسیار جدی به‌طور مکتوب و مستند مطرح می‌کند،طبیعی است که این بحث‌ها و جدلهای‌ تئوریک در مکاتب و روش‌شناسی‌های متفاوت ممکن‌ می‌شود. پالسترینا منطق‌ روابط ملودیک را به عنوان یک رکن جدید تحلیل‌ آهنگسازی کشف کرده بود،آهنگسازان باروک به تنوع‌ تقسیمات ریتمیک و گسرتش روابط تنال پرداخته بودند و حالا در دوران عبور از باروک به کلاسیک و رومانتیک‌ شاهدیم که چطور مسأله«رنگ»از طریق به کارگیری‌ سازهای متنوع در ارکستر مورد توجه قرار می‌گیرد و چطور شخصیتی مثل بتهوون که در عمل سالن کنسرت را تبدیل به کلاس درس کرده است از طرفی یک توجه کاملا جدید و بکر را رد ارتباط با فرم‌شناسی موسیقی مطرح‌ می‌کند و از طرف دیگر در آثار خود مسائلی را از نظر «شدت و ضعف»در موسیقی عنوان می‌کند که بعدها از طریق آرنولد شوئنبرگ گسترش پیدا می‌کند و بلالاخره‌ تبدیل به یکی از مسائل اصلی موسیقی سریال(در نیمه قرن‌ بیستم)می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.