Skip to main content
فهرست مقالات

داستان ماه/ سه تار

نویسنده:

(2 صفحه - از 74 تا 75)

کلید واژه های ماشینی : سه‌تار ،مچ دست ،گریه ،گریه بیفتد ،مچ ،پسرک ،آل‌احمد ،ملتفت ،جلال آل‌احمد ،ته دلش ،حتم ،پسرک عطر ،خانهء ،فکر می‌کرد ،نبود ،حس می‌کرد

خلاصه ماشینی:

"فکر می‌کرد دیگر وقتی سر حال خواهد آمد و زخمه را با قدرت و بی‌اختیار با سیم‌های‌ تار آشنا خواهد کرد،ته دلش از این واهمه نخواهد داشت که مبادا سیم‌ها پاره شود و صاحب تار، روز روشن او را از شب تار هم تارتر کند. فکر می‌کرد که از این پس‌ چنان هنرنمایی خواهد کرد و چنان داد خود را از تار خواهد گرفت و چنان شوری از آن برخواهد آورد که خودش هم تابش را نیاورد و بی‌اختیار به گریه بیفتد. فقط وقتی که سه تار او با کاسهء چوبی‌اش به زمین خورد و با یک صدای کوتاه و طنین‌دار شکست و سه پاره شد و سیم‌هایش‌ درهم پیچیده و لوله شده به کناری پرید و او مات و متحیر در کناری ایستاد و به جمعیت نگریست؛ پسرک عطر فروش که حتم داشت وظیفهء دینی خود را خوب انجام داده است آسوده‌خاطر شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.