Skip to main content
فهرست مقالات

مبانی اگزیستانسیالیسم

نویسنده:

(4 صفحه - از 28 تا 31)

کلید واژه های ماشینی : اگزیستانسیالیسم، فلسفه، انسان، سارتر، هستی، اصالت وجود، مکتب، کی‌یرکه‌گر، اصول فلسفه اگزیستانسیالیسم، حقیقت

خلاصه ماشینی:

"به علاوه‌ اگزیستانسیالیست‌ها انسان را به اعتبار اینکه صاحب عمل و احساس است‌ مطالعه می‌کنند،نه به این اعتبار که فاعل‌ شناسایی و صاحب قوه تشخیص و ادراک‌ است و اینها همه باعث تمایز اساسی‌ اصالت وجود مغرب زمین با حکمت‌ صدرایی می‌شود. این فلسفه معتقد است که فلسفه‌های قدیم و حتی بیشتر فلسفه‌های‌ جدید مسایلی از قبیل معرفت و چگونگی پیدایش‌ آن،وجود اشیاء مستقل از شخص،یا وجود بخشیدن ادراک شخص به اشیاء و نیز خود وجود را در حال انتزاعی مورد بحث قرار داده‌اند و از موضوع عمده بحث خود،که انسان واقعی‌ مشخص است،غفلت کرده‌اند. اگزیستانسیالیسم با انتشار دو کتاب معروف‌ یکی به نام«وجود و زمان»نوشته هایدگر در سال 1927 و دیگر«وجود و عدم یا هستی و نیستی» نوشته سارتر در سال 1943 بیشتر شهرت یافت و مورد توجه قرار گرفت و همین کتاب‌ها سبب شدند که فلسفه از مطالعه وجود انتزاعی،به مطالعه انسان‌ مشخص در وجود حسی او متوجه شود. انسان همواره در وضعیتی معین و در شرایطی است که خود،آنها را انتخاب نکرده و پدید نیاورده است؛ولی با این همه‌ می‌تواند آنها را بپذیرد،بر عهده گیرد،از آن خود کند و در راه ساختن خویش بکار گیرد و بدین سان از همه آنها فراتر رود. 8)تقدم وجود بر ماهیت:به نظر این دسته‌ از فلاسفه،آنچه درباره انسان گفته شود فعالیت‌ انسان،فکر کردن وی،ایجاد نظام فلسفی و اعمال‌ عادی وی-همه مبتنی بر یک اصل است و آن موجود بودن موجودی است که از وجود خویشتن آگاه‌ است. روی این زمینه انسان نه تنها از وجود خویشتن آگاه است،عدم خود را نیز به طور بدیهی‌ حس می‌کند."

صفحه:
از 28 تا 31