Skip to main content
فهرست مقالات

اولین ساز من

(1 صفحه - از 35 تا 35)

کلید واژه های ماشینی : دف، رنگ، من، مادر، کولی‌ها، نور، سیستانی‌ها، سیتک، ضربه‌های دف، شادمانی

خلاصه ماشینی:

"تصور من و تصور ما از کولی‌ها،مردمان بی‌قانونی‌ بودند که بچه‌ها را می‌بردند تا خون آنها را بیاشامند و سرشان را برای پدر و مادرشان بفرستند،به همین دلیل، هیچ کداممان جرأت نداشتیم تک و تنها،در کوچه‌های‌ زیبای کویر پرسه بزنیم! او که مرا آن‌گونه مستاق دید،مست می‌شد و چنان می‌نواخت که ضربه‌های شکوهمندش هنوز پس از سالیان سال مونس روزان و شبان من است. دلم در هوای‌ یافتن معنی این کوبش‌ها که گاهی نرم بودند و اندوهبار و گاه پرتوان و به رنگ حماسه،بال بال می‌زد. پدرم که‌ پیوسته سروش شادمانی و نور هدایت و گلبانگ مستی‌ زندگی من،زندگی ما بود،دف را در دستم گذاشت،دستی‌ به سرم کشید،لبخند گرم همیشگی‌اش را بر چهره‌ام‌ پاشید و گفت: «مال تو!آن کولی داد و گفت بدین به آن پسربچه! خوب گوش می‌کنه!» و این‌گونه بود که تاروپود و جان من،با ضربه‌های‌ دف،ترنم پذیرفت و به پایکوبی پرداخت و سرانجام در ضرب‌آهنگ«کولی‌کوبی»به بار نشست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.