Skip to main content
فهرست مقالات

فلسفه موسیقی

مصاحبه شونده:

(6 صفحه - از 6 تا 11)

کلید واژه های ماشینی : موسیقی، مولانا، سماع، فلسفه موسیقی، اسلامی، موسیقی غنایی از موسیقی غیرغنایی، موسیقی غنایی، خیال، قرآن، کلام

خلاصه ماشینی:

"مطلبی به خاطرم رسید جناب‌عالی در متن سؤال‌ موسیقی را هنر اصوات تعریف نمودید که البته تعریف‌ خوبی هم است ولی خوب است بدانیم که در نظر عارفان حقیقی،سماع و صوت و وزن و قافیه،موضوعیت‌ نداشته بلکه اصولا می‌کوشیده‌اند که خود را از تنگنای‌ اصوات و الحان و قوافی و اوزان،رها سازند و صرفا به معنا و معنویت بیندیشند:همان حضرت مولانا در موضوع دیگری از مثنوی می‌گوید: قافیه اندیشم و دلدار من‌ گویدم نندیش جز دیدار من کار قافیه این است که کلام شعری را موزون و منظوم می‌سازد کمااینکه اثر سجع این است که‌ کلام منثور را مسجع ساخته و به آن آهنگ و نظم‌ صوتی خاصی می‌بخشد،مولانا خود از وزن و صوت و ضرب آهنگ می‌گریزد: حرف و لفظ و صوت را برهم زنم‌ تا که بی‌این هرسه با تو دم زنم‌ حرف چبود تا تو اندیشی از آن‌ قافیه اندیشم و دلدار من‌ گویدم نندیش جز دیدار من فضای شریعت اسلامی و فقه شیعه تا چه حدی‌ به موسیقی به عنوان ابزار و رسانه القای کلام و پیام مسلمین به مخاطبانش،اهمیت می‌دهد و آیا اصولا موسیقی(باکلام و بی‌کلام)دراین‌باره شأنی‌ دارد یا خیر؟از طرف دیگر مستحضر هستید که‌ بعد از انقلاب اسلامی،موسیقی جایگاه متفاوتی در رسانه‌ها پیدا کرده و سعی شد که از تداعی فضای‌ مطربی و لهوی جدا شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.