Skip to main content
فهرست مقالات

به یاد محمد رضا آقاسی

نویسنده:

(4 صفحه - از 15 تا 18)

کلید واژه های ماشینی : محمد رضا آغاسی، شعر، شاعر، محمد رضا آقاسی، سنندج، مرد، دوستان شاعر آغاسی با شعرهای، عشق، گریستی، شاعر اهل‌بیت ( ع )

خلاصه ماشینی:

"شب من و تو و حاج علیجان‌ عدالتی که حالا در مشهد منبر و سکنی دارد،چه حال غریبی‌ داشتیم،گفتی:هرچه در جلسات‌ شعر حوزه زور زدم دیدم ناظم‌ام‌ هنوز به مزهء شعر نرسیده‌ام،آخر سر شبی دلشکسته سر به آسمان‌ بردم و به بی‌بی دو عالم متوسل شدم،بعد آن خواب و رویای‌ عجیب را گفتی و از آن پس شدی شاعر اهل بیت(ع)،حاجی‌ باور کن نمی‌توانم قبول کنم که حالا بر سر تابوتت ایستاده‌ام، مؤمن چه وقت رفتن بود،تو که حالا حالاها حرفها داشتی؟ حاجی یادت هست شب ولادت مولا علی(ع)بازهم آمدی‌ سنندج،این‌بار امیری اسنفدقه هم بود شب عشق و علی(ع) بود،شور شعرت که تمام شد،طلب مجلس سماع کردی،با هم رفتیم به مجلس مولودی‌یی که خلیفه میرزا آغه‌غوثی و پسرانش و خلیفه کریم باهم حضور داشتند،وقتی که خلیفه‌ به این شعر رسید: تو با حسن و جمال خویش مست‌ علی(ع)با تیغ ذوالفقار شد مست ندانستم چه شد که برخاستی خود را در کورهء ذکر انداختی، سماعیان مبهوث تو و ذکرت شدند و آنقدر شعر از دلت برای‌ مولا خواندی که همه به حالات تو غبطه می‌خوردند. خلیفه حیرانت شد،شبانه از آن مجلس رفتیم به زیارتگاه‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) هاجر خاتون که می‌گویند خواهر امام رضا(ع)است و حاج‌ علی عدالتی شیخ پرشور ما که هم دستی در شعر دارد هم در آواز و هم در پژوهش،تمامی تاریخچه این معصوم‌زادهء پاک‌ را به نگارش درآورده و در روزنامه‌ها به چاپ رسانده بود، درها را بسته بودند به زنجیر بست آویختی و گریستی،یادت‌ هست پرسیدم چه شده که این‌چنین بی‌قراری؟ گفتی:عشقم سهیل وقتی آمدم حال نداشت نگرانش‌ هستم،توسل جستم برای درمان!من هرگز سهیل را ندیده‌ بودم تا امروز که آورندش،در کنار تابوتت ایستاد،نگریست‌ اما نگریست گویا می‌دانست نرفته‌ای،همین دوروبرهایی، جایی ایستاده یا شاید هم نشسته‌ای و غم دلت را برای‌ شهدای گمنام که حالا دیگر آشنای تو شده‌اند باز می‌گویی، همان‌گونه که بر سر مزار شهدای گمنام مدفون در باشگاه‌ افسران سابق سنندج زمزمه کردی و گریستی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.