Skip to main content
فهرست مقالات

سفر به بی کرانگی

نویسنده:

(4 صفحه - از 66 تا 69)

کلید واژه های ماشینی : مادر، درخت توت، درخت پرتقال، باد، سفره، مادر زیر درخت پرتقال، آب، بادیه، سیاهی، مادر و خواهر سفره عید

خلاصه ماشینی:

"برگ زردی را از شاخه کندی و جلو چشمت گرفتی بعد آن را لای‌ رباعیات خیام گذاشتی و چند قدم آن طرفتر روی‌ سنگفرش کنار درخت کاج نشستی و چند برگ‌ سوزنی خشک آن را از لا بلای علف‌هایی که تازه قد کشیده بودند،در دست گرفتی و به طرفی پرت‌ کردی و لحظاتی به«جیک جیک»گنجشکان گوش دادی،چهره‌ات گشوده شد و لبخندی زدی‌ و خواندی: هر سبزه که بر کنار جویی رسته است‌ گویی ز لب فرشته خویی رسته است پا بر سر سبزه تا بخواری ننهی‌ کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است و من ترا تنها گذاشتم،به طرف اتاق رفتم. وقتی برگشتی یک شاخه از نرگس و بنفشه را به پدر و مادر و من و خواهر دادی و گفتی:«زندگی‌ مثل این گل‌های جوان عطر انگیز و زیباست. پدر هم چند شاخه از درخت پرتقال و کاج را لای‌ زنجیرهای در گذاشت،چراغ گردسوزی را روشن‌ کرد و وسط سفره نهاد و فانوس را هم در تاقچه اتاق‌ دیگر کنار پنجره مربع شکل دولته قرار داد. اما مادر به شدت عصبانی شد و سرش داد زد:«عیدم کجا بود که تو برایم تخم مرغ‌ آوردی!» خواهر کوچکمان شرم زده به کنج اتاق رفت و پشت به همه سرش را به دیوار تکیه داد و گریه کرد و من بغلش کردم و به اتاق دیگر بردم و نازش کردم. خواهر کوچکمان از نزدیک در بلند شد و خود را به مادر چسباند روشنایی تندی از پنجره به اتاق تابید بعد آسمان چنان ترکید که همه‌ برای لحظه‌ای مات شدیم."

صفحه:
از 66 تا 69