Skip to main content
فهرست مقالات

صبح باز می آید باز می تابد و افسوس همین دیشب بود

نویسنده:

(1 صفحه - از 45 تا 45)

کلید واژه های ماشینی : می‌آید باز، صبح باز، خاک، نوایشان، درد، به‌پاس، ایرانی، شور، به‌پاس بیداری، جهان

خلاصه ماشینی: "به پاس میراث‌داری تو و شناخت و احترامت بر این نای دل، به پاس آفرینش حرمت‌گذاری بر آنان که سرودند ریشه‌هایشان را در سراسر قحطی این سالیان پردرد؛آنان که وجوشان را بر خط نهادند و کام دل بر سر نی که بنوازند فریاد حضورشان را،شورشان را،از یک‌ دنیا شکوه،از یک دنیا ایران برای ایرانیان. به پاس بزرگداشت تو از این همه خوش،این همه خوب، (به تصویر صفحه مراجعه شود) این همه آسمانی صدا و رنگ و نقش،سپاست می‌گذاریم،درودت‌ می‌فرستیم که جان جانت همچنان ایران است. ! تو نیز بارها شنیده‌ای که من و توی ایرانی را مرده‌پرست‌ خوانده‌اند و این انگ همیشه بر پیشانی‌ام تاولیده و دلم را آزرده. شهنواز تار ایرانی در بستر بیماری است‌ (تجویدی دیری نیست که رفته) شریف و زخمه‌های چپ مضرابش هنوز بیدارند ظریف همچنان با ظرافت تار می‌آموزاند خرم و یاحقی یا پهلوان آواز، تو را قسم به چکاوک به گوشه‌گوشه‌های دلکش به همایون، جامه‌دران،آخرین مردان این کاروان خسته را دریاب."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.