Skip to main content
فهرست مقالات

زمان آهسته می گذرد (1956 - 1941)

نویسنده:

(8 صفحه - از 54 تا 61)

کلید واژه های ماشینی : موسیقی ،ترانه‌هایی ،راک ،لیتل ریچارد ،شهر ،دبیرستان ،لیتل ریچاردهاش رو اجرا ،مسابقه ،زمان ،نارا ،دین ،اجرا ،خوب ،نارا به گروه موسیقی ،گروه موسیقی دبیرستان ملحق ،شروع ،کار ،صفحات لیتل ریچارد ،فکر ،راک اندرول ،باب دیلن ،باب زیمرمان رو باز ،زمان آهسته ،باب زیمرمان ،موقع ،راک اندرول اجرا ،اولین ،سر و صدا ،باهم شروع به کار ،زمان بیشتری راک

خلاصه ماشینی:

"ما همیشه‌ فکر می‌کردیم که برای انجام این‌کار چه استعداد فوق العاده‌ای‌ داره!» باب اولین موتورسیکلتش را وقتی پانزده سال بود خرید،زمانی‌ که گروه گولدن کوردز باهم بودند. بیشتر به این خاطر که باب به‌ موسیقی سیاهان علاقه‌مند بود ولی هویکالا و ادواردسون می‌ خواستند زمان بیشتری راک مردم پسند کار کنند،برای اینکه‌ از این طریق آن‌ها توانسته بودند چند شغل محلی پیدا کنند و از آن پولی به جیب بزنند. باب به سبک‌ ملودی‌های لیتل ریچارد بر روی پیانو می‌کوبید!و ترانهء True fine Mama و چند تایی از کارهای دیگر او را فریاد می‌زد!باب‌ افرادش را هدایت می‌کرد و به آن‌ها می‌گفت که چه می‌خواهد بشنود و اینکه چگونه او را همراهی کنند و برای رسیدن به‌ خواستهء او گهگاهی یکی از صفحات لیتل ریچارد را می‌گذاشتند و می‌نواختند. نارا می‌گوید:«از تمام بر و بچه‌هایی که اون موقع می‌زدن‌ باب تنها کسی بود که یه هدف مشخصی تو ذهنش داشت، اینکه می‌خواست وارد کاروبار سرگرمی سازی بشه و واقعا هم‌ می‌خواست و داشت این کار رو می‌کرد. نارا تحت تأثیر باب قرار گرفت:«من هنوز در شگفت بودم که‌ اون چگونه یه همچین دانش و اطلاعاتی از موسیقی داشت‌ درحالی‌که من اون موقع هنوز نمی‌تونستم خود موسیقی رو تعبیر کنم» او از جهت دیگری هم متأثر از او بود:«باب اونجا چند تا دوست‌ سیاه‌پوست هم داشت،یک در امر و دو تای دیگه که باهم برای‌ خودشون گروه تشکیل داده بودند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.