Skip to main content
فهرست مقالات

آینه و هدف

نویسنده:

(4 صفحه - از 46 تا 49)

کلید واژه های ماشینی : اتیلیا، پیکان‌هایی، فولجنتسیو، هدف، کورینا، آینه و هدف، تیر، فکر، نگاه، به‌آن سوی پنهان چیزها

خلاصه ماشینی:

"چهره‌ام را می‌گویم،و خب درست کردن چهره به من این فرصت را می‌داد که‌ چهره‌های مختلفی را امتحان کنم،چهره‌هایی که به یکباره ظاهر می‌شدند و با سرعت جای چهره‌ی دیگری را می‌گرفتند،خب‌ این جوری باور می‌کردم که آدم دیگری هستم،هزار و یک جور آدم‌ دیگر،پذیری افرادی که یکی پس از دیگری خود من می‌شدند و من هم به همان صورت تبدیل به آن‌ها می‌شدم،همین‌طور هر کدام‌ به دیگری تبدیل می‌شد و من هم به یکی دیگر،انگار که اصلا وجود نداشتم. سعی می‌کنم به چیزهایی علاقه نشان بدهم که پدرم،مادرم، عمه‌هایم،عموهایم،مادربزرگ‌هایم،پدربزرگ‌هایم،برادران‌ بزرگ‌ترم نوه‌ی دختر عموهایم،معلم‌ها،هم‌کلاسی‌ها، هم‌بازی‌ها و بازرسان مدرسه،به من پیشنهاد کرده‌اند؛ولی اصلا هیچ چیز خارق العاده‌ای در آن‌ها به همان شکلی که هستند نمی‌یابم؛ اما شاید در پس پشت چیزها،چیزهی پنهان دیگری باشند و آن‌ چیزها،بله،آن‌ها شاید نظرم را جلب کنند. مسئله‌ی‌ عجیب‌تر این بود که هرچه بیش‌تر در می‌نافتم که جهان او تا چه‌ اندازه ظریف،پیچیده درهم تنیده و غامض است،به همان نسبت‌ بیش‌تر به نظرم می‌رسید که چیزهایی که لازم است درک کنم،تا چه‌ اندازه ساده و کم شمارند،و در نتیجه اگر من آن‌ها را می‌فهمیدم، همه‌چیز مثل مسیرها و خطوط یک شکل،واضح و معلوم می‌شد. دوست داشتم این مسئله را به کورینا یا اتیلیا بگویم؛ولی از همان‌ وقتی که هر دوی‌شان را دیده بودم،مسئله عجیب دیگری هم وجود داشت،این که وقتی به آن دو فکر می‌کردم بیش‌تر یکی را با دیگری‌ اشتباه می‌گرفتم. حس‌ می‌کنم که می‌دانم که آن تصویر اتیلیاست یا کورینا که به سوی‌ من می‌آید و بر سر راه از جایی به جای دیگر می‌جهد،و به دنبال آن‌ قطاری از چهره‌ها که پنجره‌ها به سرعت قابشان می‌گیرند،درست‌ مثل چهرهایی که زمانی در آینه آن‌ها را دیده بودم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.