Skip to main content
فهرست مقالات

هم صفیری بانواسنجان قدسی

نویسنده:

(4 صفحه - از 22 تا 25)

کلید واژه های ماشینی : صائب، شعر، اشعار صائب، غزل، اصفهان، تبریزی، هندی، ظفرخان، فرهنگ اشعار صائب، حافظ

خلاصه ماشینی:

"وقتی در جایی برگ‌های غنچه را می‌بیند که‌ سر به نزدیک هم آورده‌اند،به یاد انجمن‌ دوستان یکدل و صمیمی می‌افتد: سر به هم آورده دیدم برگ‌های غنچه را اجتماع دوستان یکدلم آمد به یاد وهنگامی که قفس پرنده‌ای را می‌نگرد که از شاخه‌ای ساخته شده است که زمانی‌ پرنده بر روی آن می‌نشسته و نغمه سرمی‌داده‌ است به یاد دشمنان دوست‌نما می‌افتد: دشمن دوست‌نما را نتوان بازشناخت شاخه را مرغ چه داند که قفس خواهد شد زمانی که به یاد داستان شورانگیز یوسف‌ و ستمی که برادرانش بر او رواداشتند می‌افتد ما را از اعتماد بر ابنای روزگار برحذر می‌دارد و هشدار می‌دهد: صائب چه اعتبار بر اخوان روزگار یوسف به ریسمان برادر به چاه شد او لازمه‌ی زندگی معقول را خون دل‌ خوردن و تحمل کردن مصائب و سختی‌ها و شرط زندگی شیرین را ظلم و آزار می‌داند و این مضمون را با شاهد مثالی از زندگی مور و زنبور بیان می‌کند: مور بی‌آزار دایم خون خود را می‌خورد خانه‌ی پرشهد می‌خواهی برو زنبور باش و قریب به همین مضمون را در جای‌ دیگر این‌گونه بیان می‌کند: به تمول نرسد هرکه نشد اهل فساد تا که دندان نخورد کرم مطلا نشود او به مقامات و مناسب دنیوی دل نبست‌ و نیک آگاه بود که همه‌ی مقامات دنیوی،چه‌ کوچک و چه بزرگ،شایسته‌ی دل بستن‌ نیستند و به افسوس لحظه‌ی ترکشان‌ نمی‌ارزند: هزار سال بزرگی بدان نمی‌ارزد غلامی آید و گوید که:«خواجه معزولی!» در دیوان صائب که تعداد ابیات آن را تا دویست هزار بیت و بیشتر ذکر کرده‌اند،جز چند مورد معدود،مدح دیده نمی‌شود که‌ آن هم در مقاطع غزل‌هاست و می‌رساند که‌ صائب مداحی را خارج از مقوله‌ی شعر می‌دانسته است: از مدح و هجو و هزل و طمع شسته‌ام ورق پند و نصیحت است سراسر کلام من صائب شاعری اخلاق‌گر است و در سراسر دیوان او یک شعر رکیک دیده‌ نمی‌شود،توجه فراوان او به امور روحانی، بینشی عرفانی به او بخشیده و در این زمینه‌ تأثیرپذیری او از مولوی و حافظ آشکار است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.