Skip to main content
فهرست مقالات

متنبی از زبان متنبی

نویسنده:

(4 صفحه - از 62 تا 65)

کلید واژه های ماشینی : متنبی، متنبی از زبان متنبی، آلام، شاعر، روحی، طه حسین، فخر، شعر، روحیه، قوم

خلاصه ماشینی: "الف-فخر فروش و خودستای: دیوان شعر متنبی سرشار از خودستایی‌ها و فخر فروشی‌های اوست؛متنبی خود را فخر همه‌ عرب می‌داند؛در نگاه خود بینانه او هر چند قومش‌ مفخر قوم عرب‌اند اما بر این باور است که همه این‌ افتخارات و امدار افتخار آفرینی‌های اوست،چنانکه‌ گوید: لا بقومی شرفت بل شرفوا بی‌ و بنفسی فخرت لا بجدودی و بهم فخر کل من نطق الضاد دو عوذ الجانی و غوث الطرید(6) «من به قوم خود سرفراز نشده‌ام،آنان به من‌ سرافراز گشته‌اند،من به خود بالیده‌ام نه به نیاکانم. » جنون خودستایی،او را به حدی کشانده که‌ «ستودن»را از نزدیک‌ترین خویشانش دریغ می‌دارد «او پدرش را نه مدح گفته و نه به او بالیده و نه در عزایش مویه سر داده(8)و از جدش نیز«دیوانش‌ چیزی به ما نمی‌نمایاند(9)او در دیوان نامی از مادر به میان نیاورده و هر از گاهی که به ستایش خویشان‌ می‌نشیند در نهایت همه آن ستایش‌ها را به پای‌ خویش می‌ریزد،او حتی شعر خود را نیز می‌ستاید؛در این باره گوید: انا لذی نظر الاعمی الی ادبی‌ و اسمعت کلماتی من به صمم(10) «من آنم که نابینا در ادب من نظر کند و سخنم‌ ناشنوا را شنوا سازد. » متنبی در یکی از ساعات رنج که در معرض کید حاسدان واقع شده،این گونه زبان به فخر می‌گشاید: خلیلی انی لا اری غیر شاعر فکم منهم الدعوی و منی القصائد فلا تعجبا ان السیوف کثیرة و لکن سیف الدوله الیوم واحد(27) «ای دوستانم،شاعری را جز خود سراغ ندارم‌ چون که ادعا سهم آنان است و شعر از آن من‌ است."

صفحه:
از 62 تا 65