Skip to main content
فهرست مقالات

عقل و عرفان در اندیشه اقبال

نویسنده:

(4 صفحه - از 28 تا 31)

خلاصه ماشینی:

"علم و عقل بایکدیگر هم توان حل بحران‌های موجود در زندگی بشر را ندارند،زیرا نیازهای انسان همه از قبیل نیازهای مادی نیست،بلکه نیازهای معنوی هم دارد که اقبال می‌گوید: {Sدر آن عالم که جزو از کل فزون است# قیاس رازی و طوسی جنون استS} {Sزمانی باارسطو آشنا باش# دمی باساز بیکن هم نوا باش# و لیکن از مقام‌شان گذر کن# مشو گم اندر این منزل سفر کن# و لیکن حکمت دیگر بیاموز# رهان خود را از این مکر شب و روز# مقام تو برون از روزگار است# طلب کن آن یمین کو بی‌یسار است(6)S} مراد او(اقبال)،از رابطه انسان و جهان واقع با ذات الهی،در واقع،نزدیکی میان واقعیت و معنویت است. اقبال به مسلمانان توصیه می‌کند،جهت رهایی از تسلط استعماری غربی‌ها،باید به ایمان خود چنگ بزنند و حتی راه نجات جامعه غرب را هم در گرایش به سوی معنویت می‌داند و شهود باطنی و خودآگاهی عرفانی را یکی از راههای موثر و قوی رسیدن به سرمنزل مقصود و کمال معنوی می‌داند: {Sقوت از جمعیت دین مبین# دین همه عزم است و اخلاص و یقین# تا ضمیرش راز دان فطرت است# مرد صحرا پاسبان فطرت است# بگذر از دشت و در و کوه و دمن# خیمه را اندر وجود خویش زن(9)S} 3-شهود یا خودآگاهی پیامبرانه&%20711FYKG207G% اقبال علاوه بر عقل و شهود باطنی،به عنوان ابزاری برای کمک انسان در زندگی این جهانی، شهود و یا خودآگاهی پیامبرانه را جهت تکامل آن دو ابزار،برای نیل انسان به سعادت در دنیا و سپس آخرت ارایه می‌دهد."

صفحه:
از 28 تا 31