Skip to main content
فهرست مقالات

مسئله ی سرنوشت در داستان رستم و سهراب

نویسنده:

(5 صفحه - از 18 تا 22)

کلیدواژه ها : اسطوره ،معتزله ،اختیار ،تقدیر و سرنوشت ،رستم و سهراب‌

کلید واژه های ماشینی : مسئله‌ی سرنوشت در داستان رستم ،داستان رستم و سهراب ،فردوسی ،سرنوشت ،شاهنامه ،اسطوره‌ای ،تراژدی ،داستان مسئله‌ی تقدیر و سرنوشت ،عقیده‌ی ،تقدیر و سرنوشت ،شاهنامه فردوسی ،یزدان ،پهلوانان ،شعر ،مرگ ،سهراب در شاهنامه‌ی فردوسی ،اختیار ،اعتقاد ،سخن ،اندیشه‌ی ،مسئله‌ی قضای الهی هنگامی ،داستان‌های حماسی ،فردوسی در داستان رستم ،تراژدی در داستان رستم ،ایران ،سهراب از سوی سهراب ،حقیقت ،اسطوره‌های مرگ و سرنوشت ،عقیده‌ی فردوسی درباره‌ی قضا ،سهراب در هنگام مرگ

حاکمیت«سرنوشت»آن‌گونه که در داستان‌های حماسی و اسطوره‌ای،از جمله در رستم و سهراب،دیده می‌شود از یک‌سو و عقیده‌ی به«اختیار»فردوسی از سوی دیگر، تضاد و تقابلی ایجاد کرده است که جای تأمل و بررسی دارد.گزیده‌ی این مقاله را در جهت‌ تمیز و بازشناسی این دو دیدگاه می‌خوانید. محمد حسن ادریسی‌ عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان، گروه ادبیات فارسی

خلاصه ماشینی:

"رستم و سهراب،دیده می‌شود از یک‌سو و عقیده‌ی به«اختیار»فردوسی از سوی دیگر، داستان‌های تراژدی آن مثل داستان رستم و این تضاد عقیده بین شعر فردوسی و خود او عینا در حماسه‌ی بزرگ خود آورده است. این بیت اشاره دارد به این‌که داستان‌ها و آن است که روایت این استاد مبتنی بر اصل و فردوسی در این داستان مسئله‌ی تقدیر و را در داستان داخل کند،اما قدرت این را که این کار را،با وجود آن‌که کاری عبث‌ سرنوشت و نوشدار و در این داستان با را برای خوانندگان داستان خود آشکار در پایان داستان،پس از بیان:چنین است کردار چرخ بلند داستان آمده است،با این ابیات تبرئه می‌کند: دور بودن خرد معرفی می‌کند:همی بچه را باز داند ستور همی گشت باید سوی خاک باز این ابیات به خوبی روشن می‌سازد که‌ داستان رستم و سهراب به دو صورت آمده‌ گفتن»به آن‌ها اشاره می‌کند و خود را در قالب‌ سرنوشت در داستان رستم و سهراب از سوی‌ می‌گوید:از این خویشتن کشتن اکنون چه سود چنین رفت و این بودنی کار بود پهلوانان سپاه خود می‌گوید:به دل گفت کاین کار اهرمن است‌ نه این رستخیز از پس یک تن است در داستان این شخصیت‌ها همه به تقدیر و برادر خود زواره می‌گوید:در مرگ را آن بکوبد که پای‌ باب تقدیر و سرنوشت از سوی خود جهاندار از این کار پرداخته است‌ و در جای دیگر می‌گوید:همی نام جست از زبان هجیر می‌نشیند،از تقدیر و محتوم بودن سرنوشت‌ سخن می‌گوید:همی خواست پیروزی و دستگاه‌ داستان خود رعایت می‌کند. شاهنامه است که فردوسی‌"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.