Skip to main content
فهرست مقالات

مولانا و عشق بی زبان

نویسنده:

(3 صفحه - از 67 تا 69)

کلید واژه های ماشینی : عشق، مولانا، زبان، مولانا و عشق بی‌زبان، مثنوی معنوی، شمس، مولوی، غزل، عقل، اندیشه

خلاصه ماشینی:

"{Sعاقبت جوینده یابنده بود# که فرج از صبر زاینده بود(14)S} اگر هم روزی از راه رسید،باید مقدمش را گرامی شمرد و همه چیز خود را فدایش کرد و هیچ ترسی به دل راه نداد و تمامی توابع آن را پذیرا گشت: {Sلا ابالی باشد عشق نی خرد# عشق آن جوید کز آن سودی برد# ترک تاز و تن گذار و بی‌حیا# در بلا چون سنگ زیر آسیا(15)S} نیز: {Sترس مویی نیست اندر پیش عشق# جمله قربانند اندر کیش عشق(16)# در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست# جمله شاهانند آنجا بندگان را بار نیست(17)S} پاره‌ای از جاهلان که صاحب هیچ‌گونه تجربه‌ای از اینگونه و لو به صورت خفیف هم نبودند،وی را ملامت کردند که چرا دست به چنین اعمالی می‌زنی؟چرا وعظ و خطابه،تدریس و این همه مرید را رها نموده و عقل خود را از دست داده‌ای و چنین«دیوانه» شده‌ای؟ترا بادیوانگی دیگر چه کار؟بیا و عاقل شو و دست از این اعمال ابلهانه بردار و به زندگی عادی خویش برگرد. {Sآزمودم عقل دور اندیش را# بعد از این دیوانه سازم خویش را(18)# عاشقم من بر فن دیوانگی# سیرم از فرهنگی و فرزانگی(19)S} یا: {Sوقت آن آمد که من عریان شوم# جسم بگذارم سراسر جان شوم(20)S} اما آنچه لازم است در اینجا گفته شود این است که مولانا قبل از مواجهه با شمس تبریزی،کسی نبود که هیچگونه تجربه روحانی نداشته باشد،بلکه شخصیتی بود همواره روحانی،حتی از زمان طفولیت(21)در عهد کودکی و در منزل پدر که خود صاحب مقامات روحانی و واعظ و خطیبی صاحبدل بود و همواره به ذکر«الله»می‌پرداخت،با فضای روحانی و تجربه عوالم معنوی آشنا بود."

صفحه:
از 67 تا 69