Skip to main content
فهرست مقالات

درنگی بر داستان رستم و اسفندیار

نویسنده:

(6 صفحه - از 28 تا 33)

کلیدواژه ها :

رستم ،اسفندیار ،شاهکار ،تراژدی‌

کلید واژه های ماشینی : داستان رستم و اسفندیار، رستم، شاهنامه، شاه، فردوسی، درنگی بر داستان رستم، حماسه‌ی رستم و اسفندیار، زال، جنگ، پهلوان

نگارنده در این مقاله کوشیده است با تأمل در داستان رستم و اسفندیار،نکاتی را در این باب‌ یادآور شود.

خلاصه ماشینی: "کتایون مادر اسفندیار وی را چنین توصیف می‌کند:سواری که باشد به نیروی پیل‌ ز خون راند اندر زمین جوی نیل‌ بدرد جگرگاه دیو سپید ز شمشیر او گم کند راه شیر همان شاه هاماوران را بکشت‌ نیارست گفتن کس او را درشت‌ همانا چو سهراب دیگر سوار نبودست جنگی گه کارزار به چنگ پدر در به هنگام جنگ‌ به آورد گه کشته شد بی‌درنگ‌ به کین سیاوش از افراسیاب‌ ز خون کرد گیتی چو دریای آب (حماسه‌ی رستم و اسفندیار،ص 57) حال بنگریم به توصیف رستم از زبان‌ خود اسفندیار،هنگامی که باده بسیار پیموده است و به مصداق ضرب المثل‌ معروف«مستی و راستی»منصفانه داد سخن می‌دهد:همه شهر ایران بدو زنده‌اند اگر شهریارند و گر بنده‌اند (همان:ص 77) و پس از این نیز چند بار دیگر درمورد رستم منصفانه قضاوت می‌کند:ندیدم بدین گونه اسب و سوار ندانم که چون خیزد از کارزار یکی ژنده پیل است بر کوه گنگ‌ اگر با سلیح اندر آید به جنگ‌ به بالا همی بگذرد فرو زیب‌ بترسم که فردا ببیند نشیب‌ همی سوزد از فر مهرش دلم‌ ز فرمان دادار دل نگسلم (همان:ص 201) اما بیان بزرگی،مردانگی و شکوه‌ رستم تنها به توصیفات اسفندیار و مادرش‌ ختم نمی‌شود،بلکه بدون استثنا هر کدام‌ از اطرافیان اسفندیار که او را می‌بینند، همین عقیده را دارند و جنگیدن اسفندیار را با او کار نابخردانه‌ای می‌دانند و گاه در بیان‌ این اوصاف فآن قدر شور و هیجان از خود نشان می‌دهند که شاهزداه‌ی جوان و مغرور را بر سر خشم می‌آورند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.