Skip to main content
فهرست مقالات

درنگی در مستعار طنز: غضنفر ریش سفید

نویسنده:

(4 صفحه - از 58 تا 61)

کلیدواژه ها : طنز ،تخلص ،مستعار ،طنزپرداز ،طنز و ایهام ،طنز و تشبیه ،طنز و ضرب المثل‌ و

کلید واژه های ماشینی : طنز ،مستعار ،تخلص ،شعر ،نام مستعار ،طنزپرداز ،مستعار طنز ،اجتهادی ،شاه ،صابری ،کیومرث ،دهخدا ،واژه ،معانی ،سید محمد اجتهادی ،جوجه اسد الله ،خرم‌شاهی ،حسن ،مهدی سهیلی ،عربی ،حالت ،نام طنزپرداز ،شاعر ،سید محمد اجتهادی با مستعارهایی ،محمد خرم‌شاهی ،نام شعری ،سخن ،طنز واژه‌ای عربی ،مردم ،مرتضی معتضدی

در شعر«تخلص»یا نام شعری جای دارد اما در طنز«مستعار»به جای تخلص می‌آید.مستعار بسیار گونه‌گون و رنگارنگ‌ است.درنگی در این نام‌ها و تحلیل روان‌شناختی و جامعه‌شناختی آن‌ها،نکته‌هایی شنیدنی و خواندنی به همراه دارد.در این تحلیل‌ می‌توان پوسته‌ها را کنار زد و هسته‌ها را یافت و از این درون‌بینی بهره‌ها برد.

خلاصه ماشینی:

"آن‌گاه که در پاسخ به نقد و طنز،او را کوچک و بی‌عرضه و ناتوان‌ می‌خوانند،او هم نام‌های مستعاری چون:شوت علی(اسماعیل آتشی)، پشم الملک(خاکسار ابهری)،میرزا هپل هپو(اجتهادی)،تربچه نقلی‌ (توفیق)،ریزه‌میزه(حسینی)،جوجه اسد الله خوانساری(خرم‌شاهی)،نوچه‌ (احمد گلچین معانی)،شیخ بچه(معتضدی)،فینگیلی(دهخدا)،به معنی‌ کوچک،ریزه و فسقلی»2برمی‌گزیند. 6. برخی از آقایان و خانم‌هایی که در طنز رسوا شده و به راستی شناسانده می‌شوند،از کوره درمی‌روند و بنای بدوبی‌راه گذاشته، نام بد نویسنده می‌گذارند و طنزپرداز در چنین فضایی از زبان آن‌ها چنین‌ نام‌هایی بر خود می‌نهد:رئیس انجمن لات‌ولوت‌ها،خرمگس،جغد (دهخدا)شبکور،قناس الشعرا،یارو،سرخلوتیان(اسد الله شهریاری) گردن شکسته،ابو الپیاده،(کیومرث صابری)ابو قراضه،زنبور(عمران‌ صلاحی)شاگرد تنبل،هاله(مرتضی فرجیان)شاعر الکی(فرشیدورد)سارق‌ دیوان(گلچین معانی)،ملا چغندر(معتضدی)و انت الحمار(حالت)»گزینش‌ این نام‌ها گاه برخاسته از خشم و آگاهی برخاسته از ذوق و هنر و دقت نویسنده‌ است. در این‌ اندیشه،گاه به خود نیرو می‌دهد و می‌نویسد و در پایان نام طنزپرداز می‌شود، غضنفر(کیومرث صابری)،آتش‌فشان(اسماعیل آتشی)،جوجه اسد الله‌ خوانساری(محمد خرم‌شاهی)،حالی به حالی(مرتضی معتضدی)، سیف القلم(اجتهادی)،باز شکاری(محمد حاجی حسینی)،خروس‌ لاری(حالت)،و گاه با ترس‌ولرز می‌نویسد و برای دلداری یا آرام کردن‌ خود نام«بزن و برو(معتضدی)،جیم‌جیم(اجتهادی)،بی‌خیال(مهدی‌ سهیلی)،را برمی‌گزیند. نام‌هایی چون:آق اسمال، شوت علی(اسماعیل آتشی)،لوطی شیرازی‌ (اجتهادی)،ممد آقا(خرم‌شاهی)،زوار در رفته(پرویز خطیبی)،چراغ موشی‌ گنابادی(حسن حواجه نوری)،ممصادق،مش رجب(کیومرث صابری)، قراضه(شهریار)،بچه خراسون(خسرو شاهانی)،سر خلوتیان(اسد الله‌ شهریاری)،نخود همه آش(دهخدا)،داش حسن(حسن زاهدی). از آن جمله:پشم الملک‌ ابهری(خاکسار ابهری)،سیف القلم،هندل الشعرا(اجتهادی)،ابو العینک‌ (حالت)،ابو طیار و ابو قراضه(صلاحی)،ابو الپیاده و عبد الفانوس(کیومرث‌ صابری)،قناس الشعرا(اسد الله شهریاری)،الشیخ مهدی‌ سهیل الدین التهرانیه(مهدی سهیلی)،خادم الفقرا(هخدا). ابو القاسم حالت با:«حالت، خروس لاری،هدهد میرزا،ابو العینک،شوخ،انت الحمار،هوار، فضل مآب»،علی اکبر دهخدا با«دخو،نخود همه آش،خادم الفقرا، دخو علی،برهنه خوشحال،رئیس انجمن لات‌ولوت‌ها،خرمگس،جغد، دمدمی،اسیر الجوال» کیومرث صابری فومنی با نام‌هایی چون:«گردن شکسته،میرزا گل، عبد الفانوس،ابو الپیاده،ریش‌سفید،گل آقا،مش رجب،غضنفر،شاغلام، ممصادق و..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.