Skip to main content
فهرست مقالات

مولانا و زیبایی آفریدگان و آفریدگار

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : رومی ،عرفان ،شاعر ،عارف ،مثنوی ،وحدت ،اشعار ،خدا ،روح ،غزل‌های ،عشق ،صوفی ،راز ،مولوی ،ذات ،راز و رمز ،آثار ،عین ،جهان ،انسان ،زیبایی آفریدگان و آفریدگار ،عرفان رومی ،مولانا و زیبایی ،وسیله ،وحدت وجود ،اشعار پر راز و رمز ،آثار مولوی ،وحدت ذاتی عشق ،جلال الدین ،رمزها و رازها

خلاصه ماشینی:

"لحن به کار گرفته«دانته» (به تصویر صفحه مراجعه شود) در کمدی الهی نمونه‌ای است از طرز بیان مثنوی: یعنی زبان اخلاق در اشعار او موج می‌زند تا خواننده‌ را به طور عملی وارد یک سلسله از آداب نماید که‌ او را مجهز به نوآوری و نو اندیشی مطابق حال و روز گرداند،تا با فرض وجوب وحدت عارفانه، درونمایی از عرفان صوفیانه(اشراق مستقیم خدا) را کسب کند و آتش اشتیاق را به وسیله ترسیم درونی‌ و الهام گونه آنهایی که به وحدت می‌رسند،در دل‌ شعله‌ور سازد تا رازها را عیان بینند.. و در عین‌ حال هیچگاه طبیعت و هنر موضوع ستایش و پرستش او قرار نمی‌گیرد: می و ساقی چه باشد نیست جز حق‌ خدا داند که این عشق از چه باب است در حالی که این سازه‌های هنری و لطف گاهی‌ به نظرها نا زیبا و نابه‌جا می‌نشیند،لکن بیشتر نشان‌ دهند اصالتی جسورانه و بسیار بجا و مناسب است؛ به ابیات زیر بنگرید: اگر زمین به سراسر بروید از توبه‌ به یک دم آن همه را عشق بدرود چو کیا از آنکه توبه هجور است و بند نپذیرد علو موج چو کهسار و غرش دریا شراب لطف خداوند را کرانی نیست‌ و گر کرانش نیاید قصور جام بود این همه کاسه زرین زبر خوان فلک‌ بهر آن است که یک روز صلایی برسد برف بدم گداختم تا که زمین مرا بخورد تا همه دود دل شدم تا سوی آسمان شدم جلال الدین در کاربرد استعاره‌ها دستی ویژه در استفاده از بور و صوت دارد."

صفحه:
از 58 تا 62