Skip to main content
فهرست مقالات

سبک

نویسنده:

مترجم:

خلاصه ماشینی:

"یک قرن پس از«درایدن»،«وردزورث»به طور موثر کاربرد ویژگی‌های شعر را در نثر توسعه داد؛ او معتقد بود که:تفاوت موجود در میان شعر و نثر مربوط است به وجود یا عدم نوعی زیبایی حاصل‌ از وزن که ممکن است به صورت فنی و تعمدی یا تصادفی در یک اثر باشد؛به نظر وی البته بین شعر و نثر تقابل وجود دارد اما این دوگانگی اساسی‌ مربوط است به تخیلی یا غیر تخیلی بودن اثر و این‌ همانند تمایزی است که«دی کوئینسی»(15)بدان‌ قایل است:ادبیاتی که قدرت آفرینش آن در ذات‌ خود شاعر یا نویسنده موجود است و ادبیاتی که‌ نیروی خلاق آن بیشتر محصول اکتساب و دانش‌ آموختگی است. در ادبیات-همانند هر چیز دیگری که محصول مهارت انسانی است- هر جا که این احساس خود را نشان دهد،هر جا که‌ آفریننده اثر آن را بدین گونه تغییر دهد،فراتر از قصد و کاربرد اولیه اثر،برای دلپذیر ساختن آن،در کنار هنر صرفی که در آن تنها استفاده و سودمندی‌ مورد نظر است،ظرافت و زیبایی نیز وجود دارد. آن روح حقیقت و آن حقیقت‌ الهام بخش،خود بخشی از واقعیت است؛و شعر، تنها بخشی است از این ادبیات و شاید تصور شود که نثر تخیلی،هنر خاص دنیای جدید است؛آن‌ دسته از آثار مربوط به نثر تخیلی می‌تواند هنر خاص‌ دنیای جدید و متناسب با آن باشد که محصول‌ دو حقیقت مهم مربوط به روزگار معاصر باشد: 1-تنوع و پیچیدگی بیش از حد آن که خود سبب‌ تنوع و پیچیدگی موضوعات ذهنی می‌شود؛ موضوعاتی که واقعا تمامی جریان‌های بی‌شمار عصر حاضر را در برمی‌گیرد؛حالت خاصی از ذهن‌ که شعر کمتر استعداد و توانایی پذیرش آن را دارد."

صفحه:
از 64 تا 71