Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشتی بر بن مایه های تصویری (Motif) در شعر \"صدای پای آب\" سهراب سپهری

نویسنده:

علمی-پژوهشی (16 صفحه - از 117 تا 132)

کلیدواژه ها :

موتیف (Motif) ،بن مایه ،زیبایی شناسی ،تصو یر ،صدای پای آب

کلید واژه های ماشینی : صدای پای آب، سهراب، بن‌مایه، صدای پای آب سهراب سپهری، شعر صدای پای آب سهراب، تصویر، هشت کتاب، سهراب سپهری، پای آب " سهراب سپهری، قطعه

آنچه در ادبیات موتیف (Motif) نامیده می شود و ما در اینجا معادل بن مایه را برای آن برگزیده ایم عبارت است از: موضوع، تصویر، طرح یا الگوی اصلی که با ظهور پی در پی در اثر ادبی، از خود رد پا می گذارد و جاذبه زیبایی شناسی آن را بالا می برد. البته ممکن است، به عنوان نشانه یا نماد محتوا و یا تجربه یک اثر ادبی تجلی کند. این اصطلاح در نقد ادبی جدید، یکی از سرفصل های مهم بررسی آثار ادبی است و شاخص خوبی برای سنجش و پی گیری سیر اندیشه صاحب اثر و عبارت است از: عنصر، اندیشه، یا ویژگی اصلی و مشخصا به دو معنی: الف) مضمون یا موضوعی اصلی که آن را خوب بپرورند و یا به آن بپردازند مثلا در یک قطعه موسیقی، کتاب و ... ب) تصویری که در یک طرح تکرار شود. بنابراین هر یک از اندیشه های حاکم بر یک اثر ادبی یک موتیف است که می تواند بخشی از مضمون اصلی و متشکل از یک شخصیت، تصویر تکرار شونده یا الگوی کلامی باشد. بر مبنای این دید، مقاله حاضر به بررسی بن مایه های تصویری در شعر "صدای پای آب" سهراب سپهری می پردازد: صنعت و ماشینیزم، نمادهای طبیعت، وطن و زادگاه، عرفان به معنی جدید، زندگی و مرگ.

خلاصه ماشینی:

"در شعر صدای پای آب سهراب سپهری ویژگی بربرجسته شعر سپهری این است که بن‌مایه‌های تصویری در شعرش‌ به:مقدمه این مقاله،بخش تعاریف موتیف Motif در شعر سپهری الفاط عینا تکرار می‌شود و این چیزی است که ما ما را از توضیحات و اما درباره صدای پای آب و بن‌مایه‌های باورشناختی سهراب در آن باید گفت، زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می‌پیچد(صدای پای آب،ص 290) یکی دیگر از نمادهای اسطوره‌ای طبیعت که در شعر او ظهور پی‌درپی دارد تصویر تکراری واژه آسمانی آب است. من قطاری دیدم،روشنایی می‌برد(هشت کتاب،صدای پای آب،ص 279) جنگ یک روزنه با خواهش نور(هشت کتاب،صدای پای آب،ص 282) سهراب سپهری به سیر فراسویی خود در جان موجودات ادامه می‌دهد،جانی که در تخیلات شاعرانه خویش آفریده است. سهراب به رنگ آبی علاقه‌مند است و اطاق آبی را همه می‌شناسند(نام یکی از آثار تلفیقی شعر و نقاشی سهراب)از یان رو این رنگ آسمانی و بی‌ریا را در تصویرهای بهشتی خویش به کار می‌گیرد. سهراب آمده،بیانگر این معنی است که عشق هم برای او،فراسویی و رسیدن به آن‌ عشق پیدا بود،موج پیدا بود(هشت کتاب،صدای پای آب،ص281) عشق در شعر سهراب آن‌قدر وسیع است که زندگی را با آن قیاس می‌کند: رفتم از پله مذهب بالا/تا ته کوچه شک(هشت کتاب،صدای پای آب،ص 277) قتل یک قصه سر کوچه خواب(هشت کتاب،صدای پای آب،ص 284) مرد گاری‌چی در حسرت مرگ(هشت کتاب،صدای پای آب،ص 281) پرش شادی از خندق مرگ(هشت کتاب،صدای پای آب،ص 282) مرگ در ساقه خواهش(هشت کتاب،صدای پای آب،ص 289) زندگی بال‌وپری دارد با وسعت مرگ(هشت کتاب،صدای پای آب،ص 290)"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.