Skip to main content
فهرست مقالات

عشق در عرفان اسلامی از دیدگاه عبدالرحمن جامی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (21 صفحه - از 157 تا 177)

کلیدواژه ها :

عرفان ،وجود ،عشق ،جامی

کلید واژه های ماشینی : عشق، حب، عرفان، جامی، محبت، کمال، تجلی، حق، ذات، عشق و محبت

عشق و محبت از اساسی ترین مباحث عرفان نظری و عملی است. در واقع، تجلی عشق است که تمام مراتب خلقت را ایجاد می کند و به ظهور می رساند، و در مسیر کمالیه موجودات به سوی حق نیز همین عشق است که ایجاد حرکت و کمال می کند و مرتبه به مرتبه، آنها را تا خود حق می رساند. پس می توان عشق را یک بار در قوس نزول و یک بار در قوس صعود نگریست. در این مقاله با استخراج و تحلیل آرا جامی از مجموعه آثارش- نه فقط در یک غزل یا قصیده یا متن عرفانی- دیدگاه عرفانی وی نسبت به عشق، این عنصر مهم در عرفان اسلامی، مشخص می گردد.

خلاصه ماشینی:

"از این‌رو هم در آینه اسماء و صفات و اعیان ثابته در مقام واحدیت ظهور نمود و هم در آینهء فعل خویش،تجلی کرد؛ حق،چو حسن کمال اسما دید، آنچنانش،نهفته،نپسندید؛ خواست اظهار آن کمال کند، عرض آن حسن و آن جمال کند، خواست تا در مجالی اعیان، سر مستر او رسد به عیان‌ چون ز حق یافت انبعات،این خواست؛ فتنهء عشق و عاشقی برخاست‌ هست با نیست،عشق در پیوست‌ نیست زان عشق،نقش هستی بست‌ نیست چون فیض نور هستی یافت‌ روی همت به منبع آن تافت‌ سایه و آفتاب را باهم‌ نسبت جذب عشق شد محکم (جامی،هفت اورنگ،ج 1،دفتر دوم سلسلة الذهب،صص 249 و 250) جامی در اشعة اللمعات می‌گوید:(جامی،اشبعة اللمعات،39)«اشتقاق عاشقو معشوق‌ از حقیقت مطلقهء عشق است که هریک همان حقیقت مطلقه است مأخوذ با خصوصیتی(اطلاق لفظ عشق بر حقیقت مطلقه از آن‌جهت است که حقیقت‌ مطلقه با معنای عشق و محبت ازجهت عموم سریان در همهء موجودات،چه‌ واجب و چه ممکنات،مشابه است،لذا حقیقت مطلقه را ازجهت سریان در همهء موجودات و مراتب به عشق و محبت،تشبیه کرده‌اند. 2-محبت اسمائی و صفاتی؛محب بعضی از اسماء و صفات محبوب را چون‌ افضال و انعام و اعزاز و اکرام بر اضدادش اختیار کند بدون ملاحظهء وصول آثار آنها به وی؛ آن یکی در مجالی اشیا؛ به صفتهای حق بود بینا هرچه بیند به‌معنی صفتی، گردد او ر اسبیل معرفتی‌ صدهزار آینه‌ست درنظرش، به صفات خدای،راهبرش‌ گرچه برده‌ست ره به کشف صفات، بی‌خبر باشد از تجلی ذات (جامی،هفت اورنگ،ج 1،دوم سلسلة الذهب،ص 277) اگرچه جز به ذات رفعی الدرجات او عشق‌ورزیدن شایسته نیست و لیکن اگر چنانچه استعداد فرد به ظهور محبت ذاتی،وافی نباشد،باید از محبت به اسماء و صفات او که به وجهی عین ذات اوست عدول نکرده و باطن خود را به شائبهء تعلق‌ به افعال و آثار،گرفتار نکند؛ آن مه که وفا و مهر،سرمایهء اوست، اوج فلک حسن،کمین پایهء اوست‌ خورشید رخش نگر و گر نتوانی‌ آن زلف سیه نگر که همسایهء اوست (جامی،لوامع،ص 399) 3-محبت افعالی و آثاری؛آن است که آن اختیار و ایثار بنابر وصول احکام و آثار آنهابه وی باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.