Skip to main content
فهرست مقالات

آن ثانیه های آغشته به مرگ و شعر

شاعر:

(2 صفحه - از 30 تا 31)

کلید واژه های ماشینی : شنها، بال، گل صحرایی امید، شبستان، بابلسر، مرگ و شعر، افغانستان، آغاز غمی دنج نامت، لبخند تیر باران، آتش، سود، آن، حالا، استانی، دعا، تیرها در قلبم، حالا حقیقت، واژه‌ها، هواپیما بال، به مرگ، نه بابلسری، شن پر، انبوه تیرها، استانهای مرکزی افغانستان، آینه کوچک، مرگ حالا، مانده‌ای آینه، آن‌همه، دو رکعت، به خزر

خلاصه ماشینی: "بر ساحل بی کسی می‌لولم‌ و از شن پر می‌شو دهائی که به عتاب با تو سخن گفته بود،حالا دزدانه در آغاز غمی دنج‌ نامت را با آتش سیگار بر پوستم می‌نویسم؛ «گل صحرایی امید» چه کودک شده‌ام‌ چه محتاج سایبان گیسویت‌ چه گرسنه نان گرم دستهایت‌ بگذار بی‌پروا بگویم؛در این نیمه شب ساکت و غلیظ کنار خاطرات تیر باران شده‌ام در«فاو» پای جا مانده‌ام در«بدخشان»5 کنار تمام آنچه عمری مرا به ماتم نشانده است‌ همراه همهء هجرانها فقط ابریش مانگشتان تو را ب هصدای بلند می‌گریم. آه!اما حالا حقیقت این بود: کسی صدایم را نمی‌شنید با پایی لنگ، ستون فقراتی کج‌ و بدتر از همه این قلب شکسته و آواز پیر حالا چه سود از تو با آن موهای طلایی‌ که چون گندمزاری نورس هب من خیره مانده‌ای‌ چه سود از فریا زدن در همهمهء«ناصر خسرو» چه سود از تو؛شاهدخت کوچک! همه حقیقت این است؛ برای سرودن سقف اتاق کوتاه است‌ حالا آن همه دنیا و چهرهء خواستنی‌ و تنها تو،که آینه‌ای،اما کوچک."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.