Skip to main content
فهرست مقالات

شعر

شاعر:

(4 صفحه - از 136 تا 139)

خلاصه ماشینی:

"نه هیچ‌ تا رفته چنین رفته،تا بوده چنین بوده هنوز غرور نازک گندم به داس تا تن داد به روی حوصلهء سرد سنگها افتاد حضور دست غریبی گمان ماندن را به دست در به در بادهای عاجل داد میان همهمهء رقص داسها پیچید صدای نازکی از ساقه‌های بی‌فریاد: هنوز گرچه به تاراج می‌رود،اما دوباره سینهء این خاک خوشه خواهد زاد *آرش شفاعی بجستان دغدغه مقابلم تویی و هر چه آفتاب اینجاست‌ و پیش روی تو شب نیز،غرق در فرداست‌ چه چشمهای زلالی!به شعر می‌مانند نگاه تو غزلی که ردیف آن دریاست‌ بخند ای توی در سرنوشت من جاری‌ بخندروشن من!آب و آینه با ماست‌ سخن بگو که صدای تو سخت شیرین است‌ سکوت کن که سکوت تو ناگهان زیباست‌ من و تو هیچ نداریم اگر ملالی نیست‌ اگر که برگ نباشد،درخت پابرجاست *من و دوباره جدایی،من و دوباره سحر و باز دغدغهء اینکه این دقیقه کجاست *سارا حیدری معمار عشق باید گذشت از این همه تردید،هنگام استجابت ناب است‌ تا آسمان به گریه نیفتد،این خاک تشنه در تب و تاب است‌ مرغی در آسمان دلم نیست،روحی در عمق آب و گلم نیست‌ معمار عشق می‌طلبد دل،مثل عمارتی که خراب است‌ بگذار تا صدای اناالحق در کوچه‌های شهر بپیچد وقتی گلوی سرخ کسی باز،مشتاق بوسه‌های طناب است‌ برخیز پیر چنگی بر شور!زخمی بزن به سینهء چنگت‌ شاید سکوت مردهء این عصر،محتاج نغمه‌های رباب است‌ پیچید در تمامی این دشت،چون موج انفجای و برگشت‌ حق با زلالی دریاست،باقی هر آنچه هست حباب است *سعید بیابانکی بی‌نشانی گرفته بوی تو را خلوت خزانی من‌ کجایی ای گل شب بوی بی‌نشانی من‌ غزل برای تو سر می‌برم عزیزترین!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.