Skip to main content
فهرست مقالات

شعر

شاعر:

(2 صفحه - از 22 تا 23)

کلید واژه های ماشینی : شعر، شانه‌های، هجر، اردیبهشت، عشق، آستینی، پنجشنبه‌های بارانی، قنوتی به عجز، شبی قنوتی به عجز، ذهن پاک درختان

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) -یک روز بارانی در یکی از پنجشنبه‌های اردیبهشت- از چنار سر کوچه‌مان بالا بروم تا بالای آخرین شاخه‌اش و با لبهای خیس بالاترین برگش را ببوسم این بزرگترین آرزوی من است (3)گمان می‌کنم آدمها به هر چیز که فکر می‌کنند، عکس آن توی چشمهایشان می‌افتد اگر این‌طور نیست پس چرا مادرم همیشه در پنجشنبه‌های بارانی اردیبهشت با نگرانی توی چشمهایم خیره می‌شود و بعد من در چشمانش -که آنها را از من می‌دزد- تصویر دختری را می‌بینم که غرق خون بر زمین افتاده با دستهایی که آهسته‌آهسته شل می‌شوند و شاخهء شکستهء چنار که از آغوشش به زمین می‌لغزد محبوه زارعی بوی گندم و ترنج رنج می‌کشد زمین زیر سم اهرمن‌ کوه می‌شود زمان روی شانه‌های من‌ از زمین شنیده بود،گوشهای تشنه‌ام‌ بوی گندم و ترنج،بوی تند پیرهن‌ چون مسیح مانده‌ام در میان آسمان‌ این زن شکسته بال سوزنی به پیرهن‌ بانویی نشسته است در پی حجاب هجر هجر می‌زند صلا«آی آی کوهکن» بر زمین سرد خورد جام سرخوشی و عشق‌ باید از زمین گسست بندبند خویشتن"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.