Skip to main content
فهرست مقالات

سیری در دامنه های حیدربابا

نویسنده:

(8 صفحه - از 60 تا 67)

کلید واژه های ماشینی : حیدر بابا، صور خیال حیدر بابای شهریار، شعر، تصاویر، شاعر، خیال، صور خیال، شهریار، کودکی، بررسی صور خیال حیدر بابای

خلاصه ماشینی:

"با این توضیحات،اینک به شرح تصاویر حسی شعر می‌پردازم و از خلال این تصاویر نشان می‌دهم که چگونه شاعر زیرکانه(آگاهانه و یا غیر آگاهانه)این تصاویر را به دنبال هم آورده‌ تا بتواند آنها را در خدمت مضمون و درون مایهء اصلی اثر که‌ همانا حسرت دوران کودکی و گذشتهء عمر است،قرار بدهد که‌ البته این حسرت و گذشت عمر در قسمت دوم شمول بیشتری‌ یافته و رنگ و بوی فلسفی به خود گرفته است: یک ذره کم نمی‌شود از این شتاب چرخ‌ ما هم چو دانه‌ایم در این آسیاب چرخ‌ باز این بشر فریب خورد از سرای چرخ‌ در آرزوی عیش و بهاری است جاودان‌ در پای گور نیز نیندیشد از خزان راوی شعرش را با سلام به حیدر بابا آغاز می‌کند،که این‌ خوئد فتح باب مناسبی برای برقراری رابطه و آغاز مکالمه با کوه‌ است. او که در حسرت عمر گذشته است،گردش زمان را چنان تند می‌یابد که گرد و غبار به جای مانده از آن را به مه غلیظ به پا خاسته از حرکت کاروان‌ تشبیه می‌کند که در دل آشیانی می‌سازد و دل خطاب به او می‌گوید: ای زمان،کرمی،بازکش عنان‌ دارم هنوز چشم به دنبال رفتگان شاعر مجددا در بند 86 با اشاره به دو تن از همبازی‌هایش، یعنی«رخشنده»و«قزننه»که ذکرشان رفت،گذشت زمان را روی آنها مؤثر دانسته،می‌گوید: گاهی عروس و گه نوه گیرند دستشان شاعر خدا را شکر می‌کند که توانسته عهدی جدید با مردگان و زندگان حیدر بابا تازه کند و زنهار می‌دهد: هیهات باز دولت دیدار کی رسد در عمر مانده فرصت دیدار کی رسد از این‌جا به بعد شاعر به بندهای شعرش رنگ و تمی بیشتر فلسفی می‌بخشد و شاعر با برابر نهادن صحنه‌ها و فضاهای‌ خوش کودکیش با صحنه‌های پیری،غم،افسون و حسرت آن‌ دوران،گویی دیگر می‌پذیرد که پیر شده است و دیر یا زود باید به جمع رفتگان حیدر بابا بپیوندد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.