Skip to main content
فهرست مقالات

تحلیل سروده ای از آنتونیو ماچادو

نویسنده:

مترجم:

(2 صفحه - از 80 تا 81)

کلید واژه های ماشینی : تحلیل سروده‌ای از آنتونیو ماچادو ،جاده ،شعر ،ترانه ،شاعر ،خار ،جاده‌های بعد‌از‌ظهر ،اسپانیا ،بلوطهای غبارآلود ،نمادهای ،اشتیاق ،شعری ماچادو ،تپه‌های طلایی ،زندگی ،روح ،ترانه‌ام باز ،خار طلایی ،گلایه ،زمان ،ماچادو از شاعر ،شعرت معنایی مضاعف عطا ،شاعر دیرگاه‌های شفق هنگام بعد‌از‌ظهر ،زندگی شاعر ،کاجهای سبز ،روز بیرونش ،زمان کنش شعری ،نماد زندگی ،زمانی به زندگی معنا ،اهمیتی ،نمادی از پاییز زندگی

خلاصه ماشینی:

"جاده به کجا ره می‌سپرد؟ می‌روم ترانه بر لب مسافری همراه راه -عصر از دست می‌رود- «خار یک اشتیاق را در دلم داشتم یک روز بیرونش آوردم اکنون دیری است که دلم را نمی‌یابم. مصرعی که در پی می‌آید، فقط پرانتزی برای نشان دادن این لحظهء روز نیست؛شاعر این‌ نکته را هم خاطر نشان می‌کند که به عنوان مسافری در طول جادهء زندگی،تقریبا به انتهای آن رسیده است -عصر از دست می‌رود- اکنون آوازی را که دو مصرع پیش از این،از آن سخن‌ به میان آمد در پیش رو داریم: «خار یک اشتیاق را در دلم داشتم یک روز بیرونش آوردم اکنون دیری است که دلم را نمی‌یابم. و اکنون درمی‌یابیم که شادمانه نیست،که‌ جگرسوز است،شکوه سوگوارانهء کسی است که آنچه را زمانی‌ به زندگی معنا می‌بخشید برای همیشه از دست داده است: ترانه‌ام باز می‌گردد تا گلایه کند «آه!خارطلایی تیز باشد تا دگر باره تو را بیابم نشسته بر دلم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.