Skip to main content
فهرست مقالات

شعر

شاعر:

(2 صفحه - از 104 تا 105)

کلید واژه های ماشینی : شعر، آسمان، غزل، لبخند، گیسوان، چشمه‌های، آب، راز، باران تلخ، راز سلام آتشینت

خلاصه ماشینی: "دست مرا کجا می‌بری من هنوز دارم ستاره می‌چینم تا برای تو یک آسمان مهتابی بسازم یک قصر کوچک و ساکت مثل سکوت چنارهای مرموز، اما بدون آنکه به خاطراتم اعتنا کنی پله‌های آسمان را می‌پیمایی و من کشان کشان لال می‌شوم. نمی‌توانم به آسمان بیایم؛ پاهایم را در پله‌های حافظیه کنار یک غزل جا می‌گذارم و تو با لبخندی که از گیسوانت هویداست مرا می‌دزدی به چشمه می‌بری و آوازهای آب را به من نشان می‌دهی من می‌خواهم روبه‌روی چشمهایت بنشینم و تمام غزلهایم را به پایت بریزم من می‌خواهم وقتی شعر می‌نویسم ریه‌هایم خیال تو را نفس بکشند و تصویر بالای تو را شعر بسرایم. باد در چنارهای خاموش غوغا می‌کرد و من به همراه آفتاب در شاخه‌ها رقصیدم تا زیباترین سمفونی جهان را بیافرینم تا زیباترین سرود را جشن بگیرم تا زیباترین غزل را بزایم و با دامنی از بهار نارنج به پیشبازت بیایم و التماس کنم تا در قصر کوچک و خیالی‌ام راز سلام آتشینت را در من نجوا کنی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.