Skip to main content
فهرست مقالات

حمله هوایی

شاعر:

مترجم:

(2 صفحه - از 84 تا 85)

خلاصه ماشینی:

"سرانجام،ششمین زمستان،درنوردید سراسر این سرزمین را دشت،با شتاب‌ برکند تن‌پوش برفی خود را که دیگر پاک و پیراسته نبود و برهنه بر جای ماند به رسم سالهای سپری شده‌ نخستین روز بهار به زادگاهم«کراپولی»بازگشتم‌ برای زیارت گوری متروک. کنار گور او،خاموش ایستاده بودم‌ که ناگهان به صدا درآمدند آژیرهای خطر و من تازه دریافتم‌ چرا یک روز دیرتر رسیده‌ام‌ زیرا باید در این لحظه آنجا می‌بودم! طوفانی از آتش به‌پاخاست‌ و مه غلیظی از خاکستر و دود شهر را در خود فروپیچید تکه‌های گداختهء فلز فرومی‌افتاد میان صلیب‌ها، و بمب‌های دیگر پی‌درپی فرومی‌ریخت‌ بی‌هیچ هدفی‌ بر سر شهر گمشده زیر ابرهای سیاه انبوه می‌خواستم بگریزم از گورستان‌ اما متولی پیر راه بر من بست‌ تا بمانم و پناه بگیرم پشت سنگ گوری. لحظاتی چند به اطراف نگریستم‌ به افق مرگ‌ و آرام‌آرام برپا ایستادم؛ نیمه‌جان‌ مات و مبهوت به شهر مرده خیره شدم، هراسان از آنچه باید می‌دیدم‌ تنها کلیسا با برج خاموش آن‌ بر جای مانده بود در میان ویرانه‌ها دست‌نخورده."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.