Skip to main content
فهرست مقالات

سریویلی و جستجوی تباه ارزشهای متعالی

نویسنده:

(6 صفحه - از 62 تا 67)

خلاصه ماشینی:

"زمزمه مادر سریویلی بر بالین پسر نیز می‌تواند بدین معنی تعبیر شود: «مادرم یک شب مرا دید که ز خواب آشفته جستم‌ دست چون بر من ببازید آه زد گفت با خود: این پسر بیرون شده از دستم‌ او شریک و همنفس با مردمی دیگر شود آخر دیگرم از او خواهد گشت اجاق تیره روشن» اینکه سریویلی از شر شیطان به طبیعت پناه می‌برد به‌ هستی‌شناسی شاعر باز می‌گردد. و به خاطر همین امر از شهر بریده و به‌ طبیعت پناه آورده است: «من مسخر کرده‌ام این کهنه گیتی را تا مسخر داردم درد و شعفهایش بدانگونه که‌ می‌خواهم‌ و بدون آنکه کس پندم دهد،پند از برای کار خود باشم. آری«در زندگی‌ زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد»12و سریویلی اینک درگیر این دردهاست: «او(همان روشن سرشت روستایی) آنچنان دل زنده کز زنده‌دلی بر جا نبود آرام، بود با تاریکی بدبینی خود این زمان دمساز و کس این را نمی‌دانست‌ که سریویلی ز نامی تر تبار پهلوانی، چون نه همرنگ کس است،اکنون، می‌کشد چه رنجها از زندگانی» صبح می‌آید،سریویلی دیگر از مردم گریزان است و به‌ سوی بیابانهای دور و خلوت این جنگل غمناک می‌گریزد. تا شاید توفان برخاسته در جهان نتواند چراغ دلش را خاموش کند: «از همان شب می‌گریزد او ز مردم‌ دوست دارد ماند از جمع کسان گم‌ تا به دست خود بدارد سرنوشت خود دگر سان‌تر می‌رود سوی بیابانهای دور و خلوت این جنگل‌ غمناک» ازاین روست که جستجوی ارزشهای راستین در جهان‌ جدید به تباهی می‌انجامد،سرنوشت سریویلی نمونه بارز این‌ معناست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.