Skip to main content
فهرست مقالات

اسفندیار و رویین تنی او در شاهنامه

نویسنده:

(6 صفحه - از 42 تا 47)

کلید واژه های ماشینی : اسفندیار، رویین‌تن، شاهنامه، رویین، رستم و اسفندیار، زره، پهلوان، زرتشت، جوشن، داستان، رویین تنم، جادو، داستان رویین تنی اسفندیار، روایت، زن، اساطیر، کارگر، تیر، زنجیر، تنی اسفندیار، داستان رستم و اسفندیار، چاپ مسکو، آسیب‌ناپذیر، زن جادو، هفت‌خوان اسفندیار، پادشاهی گشتاسپ، تیغ، زخم‌ناپذیر، زره زخم‌ناپذیر، سرش

خلاصه ماشینی: "این روایت،در صورتی قابل پذیرش است که فقط (به تصویر صفحه مراجعه شود)سه بیت یاده شده،بنیاد استنباط قرار گیرد و اگر داستانی که‌ این ابیات در میان آن گنجانده شده است،کاوش شود، نتیجه‌ای دیگر فرادست می‌آید؛چرا که در خوان چهارم، اسفندیار در بیشه‌زاری چون بهشت،می در کف و تنبور در بر،شکوه از روزگار پربلا و اختر بدخویش می‌پردازد و آرزوی پری‌چهره‌ای می‌کند تا به دیدار وی کام دل بیابد،زن‌ جادو با شنیدن آواز اسنفدیار،چهرهء پرآژنگ و نازیبای خود را آراسته و چونان ترکی زیباروی،بر وی نمودار می‌شود و: بیامد به نزدیک اسفندیار نشست از بر سبزه و جویبار جهان‌جوی چون روی او را بدید سرود و می و رود برتر کشید چنین گفت کای دادگر یک خدای‌ به کوه و بیابان تویی رهنمای‌ بجستم هم‌اکنون پری‌چهره‌یی‌ به تن شهره‌ای،زو مرا بهره‌یی‌ بداد آفرینندهء داد و راد مرا پاک جام و پرستنده داد یکی جام پربادهء مشک بوی‌ بدو داد تا لعل گرددش روی‌ یکی نغز پولاد زنجیر داشت‌ نهان کرده از جادو آژیر داشت‌ به بازوش در بسته بد زرد هشت‌ به گشتاسپ آورده بود از بهشت‌ بدان آهن از جان اسفندیار نبردی گمانی به بد روزگار بینداخت زنجیر در گردنش‌ بر آن‌سان که نیرو ببرد از تنش‌ زن جادو از خویشتن شیر کرد جهان جوی آهنگ شمشیر کرد (شاهنامه،چاپ مسکو،ج 6،ابیات 211-221،هفت‌ خوان اسفندیار) اگر این داستان را با همانند دیگرش،یعنی خوان چهارم‌ رستم بسنجیم،می‌بینیم که در آن‌جا تهمتن پس از بر زبان‌ راندن نام یزدان و تغییری که به این دلیل در زن جادو رخ‌ می‌دهد،کمند در گردن وی می‌اندازد6،اما اسفندیار در همان حالی که جادوی زیبارو مشغول باده‌نوشی است و تغییری در او به‌وجود نیامده،زنجیر در گردنش می‌افکند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.