Skip to main content
فهرست مقالات

شعر در نسبت با زبان، تفکر و خیال

نویسنده:

(7 صفحه - از 5 تا 11)

کلید واژه های ماشینی : شعر ،شاعر ،سارتر ،زبان ،تفکر ،خیال ،والری ،شکست ،نثر ،کلمه ،معنا ،غایتی ،انسان ،زبان شعر ،تفکر و خیال ،حیات ،مرگ ،پرسش ،سارتر و والری ،تفکر شاعرانه ،حقیقت ،هستی ،تفکر شاعر ،واقعیت ،زبان شعر برخلاف زبان نثر ،مفاهیم ،جهان ،حرکت ،محیط ،هدف

خلاصه ماشینی:

">(1) به‌ نظر سارتر، هدفی‌ که‌ انسان، با توسل‌ به‌ زبان‌ متعارف، قصد توصیف‌ و تبیین‌ آن‌ را دارد، در زبان‌ شعر، محو می‌شود، و عمل‌ شعر گفتن، بدون‌ هدفی‌ خارج‌ از خود، در خود به‌ پایان‌ می‌رسد، اما در نثر چنین‌ نیست، برای‌ مثال، اگر من‌ قصد داشته‌ باشم‌ لیوان‌ آب‌ را از روی‌ میز بردارم‌ در اینجا عمل‌ من‌ مهم‌ نیست، هدف‌ من‌ مهم‌ است، چرا که‌ عمل‌ من، تا زمانی‌ اهمیت‌ دارد که‌ مرا به‌ هدف‌ من، یعنی‌ لیوان‌ آب‌ برساند، اما پس‌ از تصرف‌ لیوان، عمل‌ حرکت‌ دادن‌ دست، اهمیت‌ خود را به‌ هدفی‌ خارج‌ از خود می‌بخشد و درنتیجه‌ نابود و زائل‌ می‌شود، نثر نیز چنین‌ است. شعر صرفا حاصل‌ تفکر نیست، حاصل‌ حساسیت‌ ذاتی‌ شاعر در مقابل‌ همه‌ آن‌ چیزهایی‌ است‌ که‌ به‌ شیوه‌های‌ گوناگون، چه‌ در خواب‌ و چه‌ در بیداری‌ می‌بیند و حس‌ می‌کند، و همین‌ دریافتهای‌ متناقض‌نماست‌ که‌ تفکر او را به‌ تکاپو و جنبش‌ وامی‌دارد و آن‌ را در جستجوی‌ دردناک‌ غایتی‌ نامعلوم‌ و ناشناخته‌ دچار تنش‌ می‌کند، تا جایی‌ که‌ تفکر، برای‌ رهایی‌ از بحران‌ عدم‌ شناخت، یکسان‌ بودن‌ ارزش وجودی‌ خیال‌ و واقعیت‌ را می‌پذیرد، و در خیالی‌ واقعی، یا واقعیتی‌ خیالی، متبلور می‌شود، شعر، نمود چنین‌ تفکریست. تفکر شاعرانه، مرز خیال‌ و واقعیت‌ را از میان‌ برمی‌دارد، و هر پرسش‌ مطرح‌شده‌ برای‌ او همچون‌ فانوسی‌ در ظلمات‌ است، فانوسی‌ که‌ او را پرسشی‌ دیگر، و فانوسی‌ دیگر، رهنمون‌ می‌شود با اینکه‌ شاعر می‌داند فقط‌ آخرین‌ و قطعی‌ترین‌ مرگ، کامل‌کننده‌ حیات‌ اوست‌ اما مرگ‌ خود را با انتحار، تسریع‌ نمی‌کند، بل‌ حیات‌ خود را تا جایی‌ که‌ برایش‌ مقدر شده‌ است‌ ادامه‌ می‌دهد، و از فراز و نشیب‌ بیابان‌ عشق‌ نیز نمی‌ترسد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.