Skip to main content
فهرست مقالات

قصیده واره باران

شاعر:

(1 صفحه - از 33 تا 33)

کلید واژه های ماشینی : قصیده واره باران، شاعر سلاما سربداران، سربدارم سرب‌دار شعر، غار، شادا، وقت غار غار، تار، آیینه‌دار، آبی زلال، شعر شفیعی شعر

خلاصه ماشینی: "که‌ وقت‌ غار غار آمد هان‌ ای‌ زمین‌ شادا و شادابا ای‌ آسمان‌ وقت‌ هوار آمد هان‌ ای‌ زمین‌ هشدار زیبا شو آیینه‌دار -- آیینه‌دار آمد آیینه‌دار عالم‌ بالا پایین‌ برای‌ کار و بار آمد حجله‌ بیارای‌ ای‌ عروس‌ خاک‌ داماد آمد -- وقت‌ کار آمد بالا نشین‌ اما فروتن‌ بود شاهانه‌ -- اما خاکسار آمد از آب‌ زنده‌ می‌شود هر چیز آبی‌ زلال‌ و بی‌غبار آمد آبی‌ که‌ شهر تشنه‌ را جان‌ داد آبی‌ که‌ با آتش‌ کنار آمد آبی‌ که‌ مرده‌ زنده‌ شد با آن‌ برخاست، بیرون‌ از مزار آمد آبی‌ زلال‌ از آسمان‌ -- باران‌ باران‌ که‌ آمد -- بی‌شمار آمد باران‌ که‌ با سنجاقکان سور باران‌ که‌ با گنجشک‌ و سار آمد باران‌ که‌ موسی‌ کوتقی‌ بیرون‌ با بویش‌ از کنج‌ حصار آمد باران‌ که‌ چون‌ شعر شفیعی‌ بود در ناامیدیها -- به‌ کار آمد O شاعر سلامم‌ را پذیرا باش‌ شاعر سلاما -- سربدار آمد من‌ سربدارم‌ سربدار شعر شعری‌ که‌ شب‌ بی‌اختیار آمد برگ‌ برنده‌ در کف‌ شعر است‌ شاعر!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.