Skip to main content
فهرست مقالات

شیخ شکر فروش (1)

نویسنده:

(4 صفحه - از 54 تا 57)

کلید واژه های ماشینی : شاعر، شعر، تفاخر، کلیات، شیرین، سخن، شاعران متفاخر، معشوق، زیبایی، آرایه‌ها

خلاصه ماشینی:

"هنر بیار و زبان‌آوری مکن، سعدی‌ چه حاجست که گوید شکر که‌ شیرینم (کلیات،ص 688) و یا این بیت بسیار ظریف با حس‌آمیزی‌ اعجاب‌آورش: من دگر شعر نخواهم که نویسم‌ که مگس‌ زحمتم می‌دهد از بس که سخن‌شیرین است (کلیات،ص 497) و بالاخره: نماند فتنه در ایام شاه جز سعدی‌ که بر جمال تو فتنه است و خلق بر سخنش (کلیات،ص 631) 4-مظلوم‌نمایی:سعدی به جای اینکه از موشع‌ «من چنینم و من چنانم»وارد شود،خود را در هیئت یک‌ شاعر بینوا،که از قضای روزگار،سخنش شیرین است7 ظاهر می‌سازد و شیرین‌سخنی خود را به‌گونه‌ای موجه، ابراز می‌کند: خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند سعدیا چرب‌زبانی کن و شیرین‌سخنی‌ در می‌چکد ز منطق سعدی به جای شعر گرسیم داشتی بنوشتی به زر سخن (کلیات،ص 711) و یا در این بیت،که شاعر،ظاهرا از فراق یار می‌گوید اما با به‌کارگیری یک آرایه استخدام زیبا7سخن خود را مروارید معرفی می‌کند: چشم سعدی در امید روی یار چون دهانش درفشانی می‌کند (کلیات،ص 583) خوی تو با دوستان تلخ سخن گفتن است‌ چارهء سعدی حدیث با شکر آمیختن (کلیات،ص 708) 5-منسوب دانستن خوش‌سخنی خود به‌ عامل دیگری که مانع خودبینی شود:سعدی، شکی ندارد که شیرین‌سخن است اما،از سویی دیگر، برغم شاعران متفاخر،این شیرین سخنی ار،منسوب به‌ خود نمی‌داند بلکه عواملی مثل وصف معشوق را عامل‌ اصلی خوش‌سخنی خود می‌داند: سعدیا،شور عشق می‌گوید سخنانت نه طبع شیرین‌گوی‌ هر کسی را نباشد این گفتار عود ناسوخته ندارد بوی (کلیات،ص 812) در جایی دیگر،دلیل ملاحت سخن خود را،نام‌ معشوقی می‌داند که در این سخن هست و به یمن این‌ نام،سخن،متبرک و متعالی شده است: مگر که نام خوشت بر دهان من بگذشت‌ برفت نام من اندر جهان به خوش‌سخنی (کلیات،ص 795) 6-از زبان دیگران خود را خوش‌سخن‌ معرفی‌کردن:سعدی برای اینکه مجبور نباشد از واژهء «من»که بوی بیشترین نوع خودبینی را می‌دهد،استفاده‌ کند به دو طریق«من»خود را در شعر بروز می‌دهد: الف:استفاده از آرایه تجرید به‌گونه‌ای که به جای‌ «من چنین و چنانم»،«سعدی چنین و چنان»است‌ می‌آورد،تا بوی خودنمای ندهد(اکثر قریب به اتفاق‌ تفاخرات سعدی از این‌گونه است): گلی چو روی تو گر ممکن است در آفاق‌ نه ممکن است چو سعدی هزار دستانش (کلیات،ص 632) قلم است این به دست سعدی در یاهزار آستین دردری (کلیات،ص 759) قیامت م کنی سعدی،بدین شیرین‌سخن گفتن‌ مسلم نیست طوطی را رد ایامت شکر خایی (کلیات،ص 31) ب:واگوی اعتراف دیگران به خوش‌سخنی:در این‌ موارد به صورتی غیرمستقیم گفتهء دیگران را دربارهء خوش‌ سخنی خود می‌آورد و با آنکه مطمئن هستیم،بعضی از این دیگران،مثل«باد بهار»یا«بوی گل»اصلا نمی‌توانند حرف بزنند تا سعدی را خوش‌سخن بنامند،باز هم در اینگونه بیتها،احساس مواجهه با تفاخری مغرورانه را نداریم: باد بهار و بوی گل متفقند سعدیا!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.