Skip to main content
فهرست مقالات

عشیره

نویسنده:

(1 صفحه - از 41 تا 41)

کلید واژه های ماشینی : عشیره، دشت، رودخانه، اسب، شیله، گرداب، عروس، روه، پله‌ها، خاک، خورشید، حصارها، مرغ دریایی، فرو، ساحل رودخانه، آه، آب، گرداب در گرداب، صدای شیهه اسب در گوشش، عشیره پای، رودخانه زیر پایش، گردابهای رودخانه، گوشهایش زوزه، پای در آب فرو، موج در موج، گلهای زرد، موجهای رودخانه، دشت فرو، پله‌های خاکی، چشم عشیره

خلاصه ماشینی: "در پشت سر، دشت، خالی خالی است، بی‌انتها تا افق و همه جا سکوت است و سکوت، و ذره‌های غبار آلود نور خورشید که بر دشت فرو می‌بارد... پای بر پله می‌گذارد ذره‌های خاک از زیر پایش فرو می‌ریزد و حبابهای گل‌آلودی بر روی رودخانه پف می‌کند. انگشتانش را در حجم خالی هوا فرو می‌برد و با حرص آنها را می‌گشاید و می‌بندد و گویی گلویی را می‌فشرد، اما هیچ چیز نیست هیچ کس نیست اشک آرام آرام از گوشه چشمانش سرازیر می‌شود و بر روی گونه‌هایش می‌لغزد. می‌خواهد شنا کنان به ساحل بر گردد، اما صدای شیهه اسب در گوشش می‌پیچد و التماس‌های خود را به یاد می‌آورد: پسر شیخ من برای تو کمم!تو را به خدا بگذار بروم!پسر شیخ من یک حایجم... چرخ وا چرخ می‌زند و در یک نگاه پاره‌ای از خورشید را، مرغ دریایی را، کودکش را که می‌گرید و پرچمهای زرد رنگ برافراشته طایفه را بر روی هر بام می‌بیند."

صفحه:
از 41 تا 41