Skip to main content
فهرست مقالات

شعر دفاع مقدس در آینه نشر

(10 صفحه - از 89 تا 98)

کلید واژه های ماشینی : شعر، شاعر، شعر دفاع مقدس در آینه، غزل، شعر شاعران دفاع مقدس، مجموعه، شعر شاعران دفاع مقدس ایران، مجموعه‌ای از شعرهای شاعر، مولانا، دفاع مقدس در آینه نشر، همت انتشارات، محوریت دفاع مقدس، قطعه شعر، دفاع مقدس به همت انتشارات، جنگ، مرد، قیصر امین‌پور، عنوان فوق به همت انتشارات، زبان، تقدیم حضورتان، آب، قالب، محوریت دفاع مقدس به همت، شعر دفاع مقدس ایران، فوق، آثار، شعر سپید، سال شعر دفاع مقدس، همت انتشارات فرهنگ، شعرهای شاعر نام‌آشنای

خلاصه ماشینی: "مرثیه‌ای که معمولا سروده نمی‌شود برای شهید محمدعلی بردبار و آوازهای چوپانی‌اش سقراط نیستی که شوکران نوشیده باشی در محاصره آتنیهای معذب امیرکبیر نیستی که دست شسته باشی از زندگی وقتی که می‌لرزد دستان قاتل با آب خونین حوض «فین» و ناصرالدین شاه سبیلش را می‌جود در خواب حلاج نیستی که «انا الحق» گفته باشی بر سر دار نه «شمسی» نه «عین القضات» تو مثل خودت هستی «محمدعلی» احتمالا گلوله‌ای خورده‌ای و ناله‌ای کشیده‌ای ناله‌هایی یا در کسری از ثانیه با چند هم سنگرت خاکستر شده‌ای تو مثل خودت هستی محمدعلی چوپانی ساده دل که همیشه زیر دندانهایت داری مزه برف کوههای «تربت جام» را ولو که کاسه سرت مانده باشد سالها روی خاک گرم «خوزستان» یکی هستی از همین استخوانهایی که هر روز می‌آورند که روی تابوتشان می‌نویسند «شهید گمنام» که هیچ‌کدامشان هم نیستی تو مثل خدا هستی «محمدعلی» این را پسرت خوب می‌فهمد نیامدی و گربه‌ها پرواز را از تخم کبوترانت در آوردند اما هیچ اتفاق مهمی نیفتاد گوسفندها هنوز می‌چرند زردآلوها هنوز می‌رسند گندمها هنوز درو می‌شوند حتی علفهای هرزه، هم عادتشان را عوض نکرده‌اند تنها صدای نی تو در ترانه‌های شب کم است تو رفتی باقر «بی‌بی زهرا» رفت «براتعلی» رفت علی «آقای همسایه» رفت «حسین عمو» رفت اما هیچ اتفاق مهمی نیفتاد تنها بعضی از دختران ده گیسوهایشان را دور از چشم ‌شویشان سپید کردند تنها مادرت، بعضی شبها گریه کرد و حرف زد با قاب عکس‌ات در گوشة خانه که قبری نداشتی دایی، هر شب قرصهایش را خورد و هذیانهایش را گفت فقط اگر بودی؛ تشنه نمی‌مرد شاید اگر بودی شاید یک غروب که برمی‌گشتی با بار علف برای گوساله‌ها مهمان تهرانی تو می‌شدم من تا با سادگی روستایی‌ات احوال جناحهای سیاسی پایتخت را از من سوال کنی «صغری» چای بریزد تو بگویی در تلویزیون دیده‌ایم که شعر می‌خوانده‌ام و با افتخار به همسرت نگاه کنی بعد از تو هیچ اتفاق مهمی نیفتاد به یاد تو نبودم در اتوبوسهای «جمالزاده ـ تجریش» وقتی نیازمندیهای روزنامه‌هارا مرور می‌کردند حتی گاهی مادرت از یاد می‌برد تو را در صفهای شلوغ نانواییهای «گلشهر» می‌بینی، بعد از تو هیچ اتفاق مهمی نیفتاد داریم همان‌جور زندگی می‌کنیم دارند همین‌جور می‌میرند --------------------------------------------------------------------------- نشید‌ غابه النخیل شاعر و مترجم نام‌آشنای معاصر آقای موسی بیدج در تلاشی ارزشمند مجموعه‌ای از شعر دفاع مقدس ایران را به زبان عربی ترجمه کرده و در کتابی یکصد و نود و دو صفحه‌ای با عنوان فوق توسط انتشارات نذیر به چاپ رسانده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.