Skip to main content
فهرست مقالات

آیینه ما (روایت طنز در شعر نیما)

نویسنده:

(4 صفحه - از 50 تا 53)

کلید واژه های ماشینی : طنز ،روایت طنز در شعر نیما ،نیما ،شاعر ،خنده ،آثاری طنزی نیما ،زبان ،اجتماعی ،هنر ،عوام ،ادبی ،حسی ،ابتکار ،اشعار طنزی نیما ،منطق ،اذهان ،طنزنویس ،زبان طنز ،نیما در اشعار طنز ،قاضی ،بیانی ،مردم ،خصوصیات مشترک از آثار طنزی ،زمان ،شعرش به‌درستی ،سرشت اجتماعی خنده ،طنز با بیانی لطیف ،کامل اشعار نیما ،بیانی لطیف و شاعرانه ،جامعه

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) آئینهء ما روایت طنز در شعر نیما @طنز سیرتی است‌ اجتماعی که با بیانی‌ متناقض،خلاق و ابتکاری،عینیت‌ مطلبی را به صورت‌ حسی مشترک در اذهان القا می‌کند. تعلق خاطر او به مردم‌ عوام،باعث شده که گاه زبان و بیانش متناسب با درک و آگاهی عوام شود که البته در نوع خود می‌تواند هنر محسوب شود،به شرطی که روانی و یکدستی و انسجام و بیان شاعرانه آسیب نبیند. معمولا زبان چند لایه‌ای (به تصویر صفحه مراجعه شود) که بسیاری از شاعران موفق اختیار کرده‌اند سبب شده که هر کسی‌ متناسب با فهم و ادارک خود حرف شاعر را بفهمد که از این جهت‌ شاید حافظ بی‌رقیب باشد. مانند پایان این‌ شعر: «سوی شهر آمد آن زن انگاس‌ سیر کردن گرفت از چپ و راست دید آیینه‌ای فتاده به خاک‌ گفت:«حقا که گوهری یکتاست!» به تماشا چو بر گرفت و بدید عکس خود را،فکند و پوش خواست که:«ببخشید خواهرم!به خدا من ندانستم این گهر زشماست!» ما همان روستا زنیم درست‌ ساده بین،ساده فهم و بی‌کم و کاست که در آیینهء جهان بر ما از همه ناشناس‌تر،خود ماست» 12 اما لطافت بیان همین توضیحات نیز،از خطر سقوط شعر به‌ عوام‌زدگی صرف جلوگیری کرده است،ولی از ارزش اثر تا حدودی‌ کاسته. @تعلق خاطر او به‌ مردم عوام،باعث‌ شده که گاه زبان و بیانش متناسب با درک و آگاهی عوام‌ شود که البته در نوع‌ خود می‌تواند هنر محسوب می‌شود،به‌ شرطی که روانی و یکدستی و انسجام و بیان شاعرانه آسیب‌ نبیند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.