Skip to main content
فهرست مقالات

همان اتاق کوچک بی پنجره

شاعر:

(2 صفحه - از 16 تا 17)

کلید واژه های ماشینی : اتاق کوچک بی پنجره، شعر، اتاق کوچک بی‌پنجره، همان اتاق، شاعر جان‌آگاه جناب محمدرضا عبدالملکیان، محمدرضا عبدالملکیان، خیابان، پریشانی، حالا، امتحانشان

خلاصه ماشینی: "با ارادت محمدرضا عبدالملکیان --------------------------------------------------------------------------- حالا که آمده‌ای حوصله‌ام سر رفته است این بازی کی تمام می‌شود چقدر از ما امتحان می‌گیرند حالا که آمده‌ای دوباره این سؤال را از هم می‌پرسیم مگر ما برای ماهیها چه کار کرده‌ایم که این همه قلاب می‌اندازیم در آب!؟ حالا که آمده‌ای هیچ کدام باور نمی‌کنیم که برای دیدن حسن حسینی باید گنجشکها را ببینیم حالا که آمده‌ای می‌گویم چه ماجرای قشنگی است کبوترها دانه‌هایشان را در زمین می‌خورند و امتحانشان را در آسمان پس می‌دهند حالا که آمده‌ای من هم باور می‌کنم همة حیوانها خوبند همة انسانها خوبند آنها که این آتشها را می‌افروزند مطمئنا حیوان نیستند حالا که آمده‌ای من هم همین را می‌گویم این تفنگها اگر نباشند نان برای همه هست حالا که آمده‌ای باز هم به تماشای سیرک نمی‌رویم این شیر و این پلنگ چه غصة سنگینی دارند بی‌هوای جنگل بی‌هوای کوهستان حالا که آمده‌ای بیا برویم خیابان هاشمی چشم به راه ماست خیابان خانه‌های کوچک خیابانهای دلهای بزرگ حالا که آمده‌ای نمی‌دانم از سرزمین جنوب سراغ برادرانم را گرفته‌ای همانان که با کرخه و کارون به دریا رفتند و برنگشتند حالا که آمده‌ای بگو، آیا در میانة راه نشانی یا ردپایی از آنان ندیده‌ای آنان که بعد از سالها فقط پلاکشان را آوردند یا نیاوردند از همان اتاق کوچک بی‌پنجره کلام اول و سخن سرآغاز ویژه‌نامه‌ای آن هم برای شعر و شاعران جوان، مگر می‌تواند شیرین نباشد و از شوق و شور بهره‌ نگیرد!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.