Skip to main content
فهرست مقالات

(مشت در نمای درشت) «شکستن خط» با قدم زدن!

نویسنده:

(6 صفحه - از 25 تا 30)

کلید واژه های ماشینی : سینما، شعر، فیلم، شاعر، خیال، هنر، ادبی، نقد، حکایت، ادبیات

خلاصه ماشینی:

"پس برای گواهی بر مدعایم، شما نیز در این عالم‌ «فرضیات‌زده» (علوم تجربی را کنایه می‌زنم و «فرضیه» و «فرضیات» عالمانش را) فرض کنید که حکایتی را نخست به زبان شعر می‌شنوید؛ مثلا حکایت میدان جنگلی را که دو لشکر و دو خط داستانی در برابر هم قرار گرفته‌اند و مثلا اگر از زبان فردوسی بشنوید، خیالتان با خیال راحت هر چه را هر جور که بخواهد تصور می‌کند... » نمی‌دانم چرا مرحوم حسینی فقط به اهالی سینما خرده گرفته؟ مگر در نقدهای ادبی ما نشانه‌ای از این علوم بلاغی می‌توان یافت که در نقد سینمایی بخواهیم یافته باشیم؟ البته این بماند، که اگر با علوم بلاغی خودمان بخواهیم به شعر معاصر نگاه کنیم، در بخش عمده‌ای از آنها چیزی «برای دیدن» نخواهیم یافت. مرحوم حسینی در همان مقدمه می‌آورد: «از دیگر سو در دانشکده‌های ادبیات نیز دانشجویی که در مسیر زندگی روزمرة خود پی‌درپی مواجه با جلوه‌ها و دلبریهای گوناگون سینماست در تنگنای دو واحد «نقد ادبی» به ندرت آبی یا جوابی برای فرو نشاندن‌ عطش آشنایی با راز و رمز هنر سینما در خود، می‌یابد. در ص 19 کتاب به نقش حرکت دستها در ابلاغ منظور اشاره شده و چنین مثالی آمده است که: چندی پیش روان‌شناسان دانمارکی در یک تحقیق میدانی به این نتیجه رسیدند که بیشترین سوءتفاهمها و بدفهمیها در مکالمات تلفنی بروز می‌کند؛ زیرا در حین مکالمة تلفنی، طرفین فقط صدای همدیگر را می‌شنوند و حرکات اعضای صورت و دستها طبعا دیده نمی‌شود... اما اگر برتری ماهوی هنر سینما بر هنر شعر و ادبیات مورد نظر باشد، بنا بر آنچه که در تمهیدات این مقال اجمالا اشاره کردیم، دقیقا به خلاف آن را معتقدیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.