Skip to main content
فهرست مقالات

(پنج شعر) چه بوی سفری در این اتاق پیچیده است

شاعر:

(2 صفحه - از 67 تا 68)

کلید واژه های ماشینی : اتاق پیچیده، بوی سفری در اتاق پیچیده، سخن گفتن جالب، زمستان، تاکسی، ویترین، حالا سخن، زن، نفس، بغض

خلاصه ماشینی:

"چه بوی سفری در این اتاق پیچیده است محمدحسین جعفریان اشاره: حالا سخن گفتن جالب است وقتی کوچه‌های بن‌بست به رویت گشوده می‌شوند اجاقهای خاموش به نامت شعله‌ور. حالا سخن گفتن جالب است وقتی ابر تیره گیسوانت باران می‌شود بر تمام خواهشهای سوخته وقتی موج طبله‌نوازان افغانی چنین در دهلیز روزها پیچیده و مرا از فرود به سوی این دره‌ گریزی نیست حالا سخن گفتن جالب است وقتی بابلسر در «دوشنبه» قدم می‌زند و «ماهان» از پنجره به اتاقم می‌ریزد، وقتی تمام تاجیکستان می‌شود پاییز کرمان می‌شود عصر زمستانی «درکه»! شبیه دیگران پالتویی نداشتی تا یقه‌اش را بالا بکشی، چتری نداشتی تا بر سرت بگیری، زیر برف ماندی آن‌سوی ویترین و هی نفس کشیدی و بخار سینه‌ات هر بار در هوا به کلمه‌ای بدل می‌شد که همة ما در این سوی ویترین به صدای بلند تکرار می‌کردیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.