Skip to main content
فهرست مقالات

فرهنگسرای اشراق

مصاحبه کننده:

(3 صفحه - از 103 تا 105)

کلید واژه های ماشینی : فرهنگسرای اشراق، شعر، فرهنگ، قنبری، غدیر، جوانها، ورق، حسین‌جانی، شعر امروز، رضا

خلاصه ماشینی:

"پرده‌ای با رنگ سبز و قرمز روی دیوار نصب شده: «شب شعر غدیر، فرهنگسرای اشراق» سید کریم قنبری جلسه را با تبریک این عید و ذکر این نکته که علی(ع) به قومیت خاصی تعلق ندارد، آغاز می‌کند. » * «در این صحرای وحشت شام تاریک، غدیر آمد که سرگردان نباشیم» «شکارسری» پشت تریبون قرار می‌گیرد و چند شعر از نوسروده‌هایش را می‌خواند. «احسان هاشمی» از شاعران این انجمن، اولین مجموعه شعرش را با نام «مرگ از مدام» بین حاضرین توزیع می‌کند و «قنبری» با دعوت از «شکارسری» قرار نقد و بررسی این مجموعه را برای پنجشنبه بعد می‌گذارد.  احسان هاشمی: بوی باران می‌دهد شعری که از کاغذ نم کشیده پیداست کافی‌است دست به چیزی نزنید تا انگشت به درد نوشتن بخورد تیر می‌کشد بوی شعری که در باران ریخت از همه جای باد می‌آید وقتی به جای شما هر جایی می‌شوم که شعر باشد برای یاران بوی خون می‌دهد بازی کلمات که جابه‌جا شده‌اند کافی‌‌است دست به هر کاری بزنید تا انگشت به درد اجازه بخورد دیر می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.