Skip to main content
فهرست مقالات

فرصت رنگ: پا به پای هم غزلی از بیدل

شاعر:

(4 صفحه - از 66 تا 69)

کلید واژه های ماشینی : بیدل، غزل، گر، هوس، حیا، مردمک، پا به‌پای هم غزلی، شاعر، غزلی از بیدل، شعر بیدل

خلاصه ماشینی: "فرصت رنگ محمدکاظم کاظمی اشاره: نه بر صحرا نظر دارم‌، نه در گلزار می‌گردم‌ بهار فرصت رنگم‌، به گرد یار می‌گردم‌ قضا چون مردمک جمعیت حالم نمی‌خواهد تحیر مرکزی دارم که با پرگار می‌گردم‌ حیا کو تا زند آبی غبار هرزه‌تازم را؟ که من گرد هوس می‌گردم و بسیار می‌گردم‌ به عجز خامه می‌فرسایدم مشق سیه‌کاری‌ که در هر لغزش پا اندکی هموار می‌گردم‌ نی بی‌برگ من هنگامة چندین نوا دارد ز بی‌بال‌وپری سر تا قدم منقار می‌گردم‌ ز اشک‌افشانی شمعم وفا بر خویش می‌لرزد که می‌داند ز شغل سبحه بی‌زنار می‌گردم‌ تعلق از غبار جسم بیرونم نمی‌خواهد به رنگ سایه آخر محو این دیوار می‌گردم‌ تو حرفی نذر لب کن تا دلی خالی کنم من هم‌ که بر خود همچو کوه از بیصدایی بار می‌گردم‌ هوس صبری ندارد، ورنه از سیر گل و گلشن‌ کشم گر پا به دامن‌، یک گل بی‌خار می‌گردم‌ نفس را از طواف دل چه مقدار است برگشتن‌؟ اگر برگردم از کویت‌، همین مقدار می‌گردم‌ ز خواب ناز هستی غافلم‌، لیک این‌قدر دانم‌ که هر کس می‌برد نام تو، من بیدار می‌گردم‌ کجا دیدم‌، ندانم آن کف پای حنایی را که من عمری است گرد عالم بیکار می‌گردم‌ گر از صهبا نیاید چارة مخموری‌ام‌، بیدل‌!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.