Skip to main content
فهرست مقالات

بازیگری: واقع یا نمایش (درباره ماهایا پطروسیان، شهره لرستانی)

نویسنده:

(6 صفحه - از 62 تا 67)

کلید واژه های ماشینی : بازیگر، فیلم، راز گل شب‌بو، سینما، کارگردان، تصویر، ماهایا پطروسیان، هنری، لرستانی بازیگر نقش بنفشه، زاپاتا

خلاصه ماشینی:

"کمال می‌گوید: «اونور اون ایرونه»ناگهان کلمه ایران‌ شور و شعف زیادی با خود به همراه می‌آورد (چیزی که از ابتدای این صحنه/صحنه دوم/ باید روی پیش زمینهء آن کار می‌شد چرا که:1- زاپاتا مرده،2-آنها از مرگ رها شده‌انهد،3-در ماشین می‌دانند که به کجا می‌روند)بنفشه تکرار می‌کند:ایران/ذوق می‌کند و به کوهها می‌نگرد(که البته نگاه او را نداریم)کات به‌ کمال و سعید داریم/گفتگو می‌کنند/کات به‌ بنفشه:از بازار تجربش صحبت می‌کند و سرش را میان دو دست می‌گیرد/از همانجا که‌ قبل‌تر قطع کرده ادامه می‌دهد/کات به کمال‌ و سعید/گفتگو می‌کنند/کات به بنفشه:از مادرش صحبت می‌کند و اشک به چشم‌ می‌آورد/از همانجا که قبل‌تر،قطع کرده، ادامه می‌دهد/که طوری بازی شده،انگار بازیگر صبر می‌کند تا کمال و سعید گفتگویشان‌ تمام بشود و او دنباله کارش را بگیرد. وقتی که پیش‌زمینه تولید یک احساس مهیا نشود،آن احساس ویژگی خاص خود را پیدا نمی‌کند و اصلا قابل تفکیک با نظایر خودش‌ نمی‌تواند باشد،نگاه کنید به کنش بازیگر فیلم:کلمه ایران را می‌شنود،می‌خندد دست‌ را به دهان می‌برد/خوشحال با شنیدن نام وطن/ به خیابانی وارد می‌شوند که بعدا معلوم می‌شود تهرون همین دور و برهاست/می‌خندد/برای‌ خیابان وطن. روی زمین غلطیدن و خود را رها کردن، ویدن با سر فرو افتاده،نفس نفس زدن و در میان‌ آن از دست رفتن کلام همه و همه طبیعی است، اما روی صحنه و بر تصویر محلی از اعراب‌ ندارد،مگر آنکه کارگردان قصد ساختن فیلم‌ گزارشی داشته باشد و آدمهایش بازی-گر نباشند،چرا که در غیر این صورت-کمترین‌ حرکت بازیگر باید که از صافی بازسازی هنری‌ عبور کرده باشد و انجام هر عملی و ولو گرته‌ برداری شده از یک عینیت،باید که از«چشم‌ سوم»بازیگر را در هنر و خارج از حیطهء آن، مشخص می‌کند،عبور کرده باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.