Skip to main content
فهرست مقالات

زخم یادگاری (رد پای گرگ)

نویسنده:

(4 صفحه - از 92 تا 95)

کلید واژه های ماشینی : فیلم، فیلمساز، ردپا، تماشاگر، چاقو، رضا، قهرمان، مخاطب، خیابان، عکس

خلاصه ماشینی:

"همان یک نگاه مرموز ناصر به‌ طلعت در لحظه عکس گرفتن کافی است؟و اصلا این چه نوع شخصیتی‌ است در یک فیلم که در یک لحظه می‌آید،بعد به شکلی مرموز و نادیدنی‌ کشته می‌شود و علت اعمال قهرمان تا به آخر. اما رضای ردپا با کشتن دوست و مراد قدیمی که اهل مضاربه و دلالی شده،چه نقشی‌ اجتماعی بر جای می‌گذارد و چه اثری؟این قیامها و شورشهای فردی،که‌ ردپا فقط ادای آن را درآوردن است و بکل بی‌معنا،به چه کار آید؟و تازه‌ رضا،صادق خان را به دلیل دلالی نمی‌کشد،که اجتماعی‌گرا شود،به‌ خاطر انتقام فردی می‌کشد. آقا رضا بعد از آزادی از زندان و تلف کردن زمانی طولانی برای‌ نامه‌خوانی،که حاصلی جز کسالت ندارد،به سمت ترمینال شوشتر می‌رود-یا هر جایی دیگر،فرقی ندارد-و در خیابانی از کنار مغازه‌ اتوشویی رد می‌شود و برای لحظه‌ای در بخار مغازه محو می‌شود-کد برای علاقه‌مندان و مفسران فیلمهای قدیمی کیمیایی!-و سرانجام وارد شهر تهران می‌شود. اما این دوست داشتن،سطحی است و غیرسینمایی که نه‌ حال وسترن دارد،نه حال«نوار»-سیاه-،نه حسی از شهر تهران دهه‌ هفتاد را ایجاد و منتقل می‌کند،نه شهری خیالی می‌سازد با اصطبل و اسب‌ و هتل دربند،و نه هیچ چیز دیگر. کیمیایی در ردپا می‌بایست برای زد و خوردها و درگیری‌های بسیار از جنس و نوع بست‌ سال قبل،بستری سوبژکتیو و روان‌شناسانه می‌آفرید،و کل بندهای نازک‌ متصل به واقعیت را-تهران جدید،سر و وضع امروزی آدمها،جوانها و حرفهای امروزی-بکل پاره می‌کرد و وابستگی خویش به زمان حال را یکسره قطع،تا شاید ردپا می‌توانست از این وضعیت بغرنج و مهملی که به‌ آن دچار شده،خلاصی یابد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.