Skip to main content
فهرست مقالات

سر دلبران یا حدیث دیگران / سرزمین خورشید

نویسنده:

(4 صفحه - از 127 تا 130)

خلاصه ماشینی:

"ابتدا فیلم لحن نمادینی دارد و به نظر می‌رسد فیلمساز بنا به‌ توصیه مولانا جلال الدین مولوی که فرمود: خوشتر آن باشد که سر دلبران‌ گفته آید در حدیث دیگران می‌خواهد حرف و حدیث‌اش را به زبان اشاره بیان‌ کند(قضیه تخم پرنده و دیگر مخلفات صحنه را به یاد داشته باشیم)اما در ادامه:به طرزی واقع‌نمایانه،بار دیگر همان مفاهیم را شرح می‌دهد که به گمان من بسیار تاثیر گذارتر و گویاتر است؛این صحنه با تولد نوزادی آغاز می‌شود که در قیاس با آن تخم پرنده مفهومی سرر است تر و روشن‌تر دارد و به تاویل و تفسیر نیازمند نیست. اما پافشاری فیلمساز در پررنگ‌تر کردن‌ وجه نمادین فیلم آن حس مطلوب را ناکام می‌گذارد و خیلی زود از واقعیت‌ها فاصله می‌گیرد و دستمایه‌ای را که‌ با دقت و ظرافت پی‌ریزی کرده است به باد یغمای و هم و خیال می‌سپارد؛تصاویری با چشم‌اندازهای رویایی،فضای‌ واقع‌نمای فیلم را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند و آن حس‌ پرشوری که از تجلی واقعیت بر پرده سینما سرچشمه‌ می‌گرفت به یک باره در برابر شکل‌گرایی تحمیلی رنگ‌ می‌بازد و بی‌اعتبار می‌شود. وقتی قرار باشد یک فیلم،هم‌ طبیعت جنگ را به وجه ملموسی به تصویر بکشد و هم‌ به زبان نما و استعاره،شعارهای فلسفی و عرفانی صادر کند و در عین حال تماشاگر را با جمعی از آدم‌های‌ جوراجور به سفری پرماجرا و مکاشفه‌آمیز بفرستد و مرحله‌ به مرحله سیرو سلوک در عوالم پیچ در پیچ بپردازد و مفسر"جهان و کار جهان‌"باشد و آخر کار هم به تمثیل پناه ببرد و قضیه را یک جوری فیصله بدهد،طبیعی است‌ که سررشته امور از دست برود و دیگر جایی برای حرف‌ حساب باقی نماند و آن همه تکاپوی صادقانه،سرانجام‌ حاصلی جز"رنج بیهوده‌"و"سعی بی‌فایده‌"به بار نیاورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.